چگونگی کارکرد قدم ها

 

Back To Previous Page

 

 

قدم چهار

 (( ما یک ترازنامه اخلاقی و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم ))

 اکثر ما چون می خواستیم مصرف مواد مخدر را قطع کنیم به معتادان گمنام آمدیم . ما احتمالاًدرباره اینکه با آمدن به جلسات معتادان گمنام  در حال شروع چه کاری هستیم و یا در آغاز یک برنامه بهبودی هستیم ، زیاد فکر نکرده بودیم . اما اگر تاکنون به دست آورد این برنامه توجه نکرده اید ، شاید الان وقت آن باشد که تأمل کنید و در این باره فکر کنید .

ابتدا باید از خود بپرسیم که از بهبودی چه توقعی داریم . اکثر ما به این سؤال اینگونه پاسخ می دهیم که ما فقط خواهان آسایش ، نشاط ، و آرامش هستیم . یا فقط می خواهیم که بتوانیم خودمان را دوست داشته باشیم . اما چگونه می توانیم خود را دوست داشته باشیم وقتی که حتی نمی دانیم که کی هستیم ؟

قدم چهارم ابزار لازم جهت شناخت خود ، و اطلاعات مورد نیاز برای دوست داشتن خود را به ما نشان می دهد . همینطور چیزهای دیگری که ما از برنامه توقع داریم ، مانند آسایش ، نشاط و آرامش را به ما ارائه می کند .

قدم چهارم جلودار و بوجود آورنده دوره جدید بهبودی ما است . از قدم چهارم تا قدم نهم را می توان فرایندی در درون یک فرآیند نامید . ما از اطلاعاتی که در قدم چهارم بدست می آوریم ، برای کار کردن قدمهای پنجم ، ششم ، هفتم ، هشتم و نهم استفاده می کنیم . این فرآیند قرار است که بارها و بارها در بهبودی ما تکرار شود .

 مثالی برای این فرآیند است که بسیار مناسب می باشد . ما همانند یک پیاز هستیم . هر بار که قدم چهارم را کار می کنیم ، یک لایه پوست را از خود دور می کنیم و به مغز و اصل خود نزدیکتر می شویم . هر یک از لایه های پوست پیاز نشانگر یک لایه انکار ، بیماری اعتیاد ، نواقص شخصیتی و خساراتی است که به بار آورده ایم . مغز پیاز نشانگر روح سالم و نابی است که در اعماق وجود همه موجود می باشد . هدف ما در بهبودی رسیدن به بیداری معنوی است و با شروع این فرآیند به آن نزدیک می شویم . هر بار که این راه را طی می کنیم بیماری معنوی ما کمی بیشتر می شود .

قدم جهارم روشی برای پیدا کردن شناخت از خود است ، و همانقدر که به ما کمک می کند تا ذات خطاهای خود را ببینیم ، همانقدر هم کمک می کند تا با نقاط قوت و داشته های خود آشنا شویم . فرآیند ترازنامه نویسی نیز راهی بسوی آزادی می باشد . ما از آزاد بودن مدتهامحروم بوده ایم ، شاید حتی در تمام طول عمر خود ،اکثر ما کشف می کنیم که مشکلات ما از زمانی که برای اولین بار ، مواد مخدر مصرف کردیم شروع نشد ، بلکه خیلی قبل از آن و وقتی که دانه اعتیاد در وجود ما کاشته شد ، آغاز گردید . ممکن است ما خیلی قبل از آنکه برای اولین بار مواد مخدر مصرف کنیم ، احساس انزوا و متفاوت بودن را تجربه کرده باشیم . درحقیقت ، آنجه که ما احساس می کردیم و نیروهایی که ما را به جلو می راند کاملاًبا اعتیادما در تضاد و دشمنی بود ، و آرزوی ما برای تغییر احساساتمان و مطیع کردن آن نیروها بود که ما را برای اولین بار مصرف رهنمون ساخت . ترازنامه ما دردها و درگیری ها حل نشده در گذشته مان را برای ما عریان می سازد نا در اختیار آنها نباشیم . ما حق انتخاب داریم و تا حدی به آزادی دست یافته ایم .

این قسمت از راهنمای کارکرد قدمها در واقع 2 قسمت مجزا می باشد . قسمت اول این متن از طریق راهنمایی ما در کاوش انگیزه هایمان برای کارکرد این قدم و درک مفهوم آن ، کمک می کند تا برای کارکرد این قدم آماده شویم . و قسمت دوم ما را برای نوشتن یک ترازنامه بی باکانه و جستجوگرانه راهنمایی می کند .

 

 

 

" انگیزه ها "

اگر چه انگیزه ما برای کار کردن قدم چهارم به اندازه خود کار کردن این قدم اهمیت ندارد. اما ممکن است دریابیم که جهت پیدا کردن و دفع هر گونه دستاویز و بهانه ای که برای کارنکردن این قدم داریم ، مفید است و ما را به تفکر درباره منافع کارکرد این قدم وادار می کند .

·    آیا درباره منافع کارکرد این قدم وادار می کند .

·    آیا هیچ دستاویز یا بهانه ای برای کار نکردن این قدم دارم ؟ آنها چه هستند ؟

·    منافعی که ممکن است از طریق نوشتن یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه برایم حاصل شود ، چه می باشند ؟

·    چرا نباید کار کرد این قدم را به تعویق نیانداختن آن چیست ؟

·    منافع به تعویق نیانداختن ان چیست ؟

" جستجوگرانه و بی باکانه "

این عبارتی است که اکثر ما را از هر چیز گیج می کند . ما احتمالاًدرک می کنیم که (( جستجوگرانه )) چه معنی می دهد ، اما (( بی باکانه )) را چطور ؟ ما چگونه می توانیم بر همه ترسهایمان غالب شویم ؟ ممکن است فکر کنیم برای این کار به سالها وقت نیاز داریم ، در صورتی که لازم است ما فوری به نوشتن ترازنامه اقدام کنیم .

نوشتن یک ترازنامه بی باکانه ، به این معنی است که ما باید علیرغم همه ترس هایمان این کار را شروع کنیم . به این معنی است که علیرغم احساسی که نسبت به این کار داریم ، شهامت انجام آنرا داشته باشیم . به این معنی است که شهامت صادق بودن ، حتی در مواقعی که در درون به خود می پیچیم و قسم می خوریم آنجه را که می نویسیم باید با خود به گور ببریم را داشته باشیم . به این معنی است که عزم کرده بایم که آنرا کامل و فراگیر به اتمام برسانیم ، حتی وقتی که به نظر می آید که به اندازه کافی نوشته ایم . به این معنی است که ایمان لازم جهت اعتماد به این فرآیند و اعتماد به نیروی برترمان را داریم ، و اینکه او توانایی لازم برای گذر از این برهه و فرایند را به ما خواهد داد.

باید این واقعیت را پذیرفت ؛که این قدم به کار زیادی نیاز دارد . و اینکه پایانی بر تکمیل آن متصور نیست . ما می توانیم آن را در قسمتهای مختلف و منظم ، کم کم انجام دهیم تا به پایان رسد . تنها مسئله مهم این است که در این کار تداوم داشته باشیم .

بعضی وقتها ، مدت پاکی ما می تواند برعلیه ما کار کند : مثلاً وقتی که ما از تشخیص ترس خود از ترازنامه نویسی اجتناب می کنیم . خیلی از ما که قدم چهارم را بارها کار کرده ایم با اینکه می دانیم کار کردن آن می تواند یک موهبت باشد ، باز هم از انجام آن سرباز می زنیم . ممکن است که ما فکر کنیم چون این فرایند را خیلی خوب می شنایم ، دیگر نباید از انجامش هیچ ترسی داشته باشیم . اما لازم است که ما به خود اجازه ترسیدن هم بدهیم ، اگر واقعاً این احساسی است که داریم .

ما ممکن است ترسهایی داشته باشیم که ریشه در تجارب قبلی ما از قدم چهارم داشته باشد . ما می دانیم که ترازنامه نویسی به معنای تغییر در زندگیمان می باشد . ما می دانیم که اگر نوشتن ترازنامه ، خصوصیات مخربی را آشکار سازد ، دیگر ما نمی توانیم به ان رفتار بدون اینکه درد بسیاری را تحمل کنیم ، ادامه دهیم . بعضی مواقع کار به معنی رها ساختن چیزی در زندگیمان خواهد بود – مثال رفتاری که می کنیم بدون ان نمی توانیم ادام دهیم : مثلاً یک رابطه ، یا شاید یک رنجش که آن را با خود حمل کرده و از آن به شدت مراقبت کرده ایم تا جایی که در واقع به شکل بیمارگونه ای برای ما به صورت یک منبع اطمینان خاطر و آسایش درآمده است . ترس از رها ساختن چیزی که به آن وابستگی پیدا کرده ایم ،علیرغم اینکه به آن تا چه حد مشکوک و بدبین باشیم ، باز هم یک ترس کامل و واقعی است . ما نمی توانیم اجازم دهیم که ما را متوقف کند . ما باید با آن روبرو شویم و با شهامت عمل کنیم .

ما همچنین ممکن است مجبور شویم بر مانعی که توسط عدم تمایل مان برای آشکار شدن ابعاد بیشتری از بیماران رشد کرده باشد ، غلبه کنیم . اکثر اعضای ما که مدتی پاکی دارند ، در مشارکتهای خود می گویند که پس از مدتی پاکی نوشتن ترازنامه باعث شده تا پی ببرند که اعتیاد انها ریشه دوانیده و بر روی زندگی آنها سایه انداخته به شکلی که در واقع هیچ قسمت از زندگی انها در امان نبوده است . این تشخیص در ابتدا باعث احساس بهت و وحشت می گردد . ما تعجب می کنیم که چطور امکان دارد ما هنوز اینقدر بیمار باشیم . ایا این همه کوشش برای بهبودی فقط به درمانی ظاهری ختم گردیده ؟

ابته که چنین است . ما فقط به زمان نیاز داریم تا بخاطر آوریم . راهنمای ما خوشحال خواهد شد که به ما یاداوری کند . بعد از اینکه ما به اندازه کافی زمان داشتیم تا مواردی را که ترازنامه برایمان اشکار می کند  پذیریم ، احساس می کنیم که به آرامی امید جایگزین بهت و وحشت می گردد . بهر حال ترازنامه نویسی همیشه بنیانگذار یک فرآیند تغییر و آزادی می باشد .

·    آیا از کار کردن این قدم می ترسم ؟ ترس من از چیست ؟

·    برای من جستجوگر و بی باک چه مفهومی دارد ؟

·    آیا با راهنمایم کار می کنم و با دیگر معتادان صحبت می کنم ؟ چه اقدامات دیگری انجام می دهم تا اطمینان حاصل کنم که میتوانم با مسائلی که در ترازنامه بر من اشکار می شود روبرو شوم ؟

" ترازنامه اخلاقی "

اکثر ما سوابق ناخوشایند متعددی در رابطه با مفهوم لغت اخلاقی داریم . این لغت برای ما به معنی چسبیدن به یک سری معیارهای خشک و بی روح رفتاری بود . یا ممکن است باعث شود ما به بعضی از افراد که آنها را متقی و بااخلاق می دانیم ، فکر کنیم . کسانی که آنها را بهتر و برتر از خود می دانیم . شنیدن این لغت ، ممکن است اشتیاق ما برای سرکشی و آشوب بر علیه اخلاقیات اجتماعی و یا رنجش ما از مقامات را که هرگز از اخلاق و رفتار ما راضی نمی شدند را بیدار و زنده کند . اینکه کدام یک از این موارد درباره شخص ما صدق می کند مسئله ای است که ما باید شخصاً آن را تعیین کنیم . اگر هر یک از موارد مذکور در مورد ما حقیقت داشته باشد ، می توانیم ناراحتی خود را از طریق نگاهی متفاوت به اخلاق ، کاهش دهیم .

در معتادان گمنام ، و در این قدم ، لغت اخلاقی هیچ ربطی به محدودیت های رفتاری ، معیارهای اجتماعی ، و یا قضاوتهای مقامات ندارد . ترازنامه اخلاقی ، چیزی است که ما از آن استفاده می کنیم تا اخلاقیات ، ارزشها و اصول شخصی خودمان را شناسایی و کشف می کنیم و مجبور نیستیم که به هیچ وجه آنها را با ارزشها و اصولهای دیگران ربط می دهیم .

·    آیا لغت (( اخلاقی )) مرا آزار می دهد ؟ چرا ؟

·    آیا تفکر درباره توقعات جامعه مرا آزار می دهد و می ترسم که نتوانم هیچوقت خود را با آن تطبیق دهم ؟

·    چه ارزشها و اصولی برای من مهم هستند ؟

 

ترازنامه ای از خودمان

 

قدم چهارم از ما می خواهد تا ترازنامه خودمان را بنویسیم ، نه ترازنامه دیگران را . ما وقتی که شروع به نوشتن می کنیم و نگاهی به رنجشها ، ترسها ، اعتقادات و رازهایمان می اندازیم ، درمی یابیم که اکثر آنها به افراد دیگر و یا بعضی وقتها به سازمانها و نهاد مربوط هستند . مهم است تا بدانیم که ما آزاد هستیم تا هرچه که نیاز است در مورد دیگران بنویسیم ، به شرطی که ما را به پیدا کردن نقش خودمان رهنمون سازد . در حقیقت اکثر ما ابتدا نمی توانیم نقش خود را از نقش دیگران تمیز دهیم ، و از راهنمای ما باید در این مورد به ما کمک کند .

 

اصول روحانی

 

در قدم چهارم ما همه اصول روحانی که در سه قدم گذشته شروع به تمرین کرده ایم ، را فرا می خوانیم . اول از همه ، ما باید تمایل داشته باشیم تا قدم چهار را کار کنیم . نیاز است که ما بطور دقیق و حتی وسواسی با خودمان صادق باشیم ، باید در مورد هر چیزی که می نویسیم ، فکر کنیم و از خود بپرسیم که آیا حقیقت را نوشته ایم یا نه . نیاز است که ما به اندازه کافی شهامت داشته باشیم تا به ترسهایمان روبرو شویم و از میان آنها بگذریم . در نهایت ایمان و اعتقادمان به ما کمک می کنند تا در مواقعی که با مشکل روبرو می شویم و می خواهیم دست از نوشتن برداریم ، باز هم به راهمان ادامه دهیم .

·    تصمیم به کار کردن قدم چهارم به چه شکلی نشانگر شهامت  اعتماد ، ایمان ، صداقت و تمایل من است ؟

 

 

ترازنامه

 

دفتر یا هر وسیله ای که بر سر آن با راهنمایتان جهت نوشتن ترازنامه موافقت کرده اید را آماده کنید . در مکانی راحت بنشینید . هر چیز ممکن است باعث انحراف افکارتان بشود را از محیط دور سازید . برای داشتن توان اینکه جستجوگر ، بی باک ، و دقیق باشید دعا کنید . فراموش نکنید که در طی دوران این فرآیند با راهنمای خود در تماس باشید . در نهایت برای اینکه از محدوده سؤالات این کتاب فراتر هم بروید ، و به چیزی که فکر می کنید ارزش نوشتن در ترازنامه را دارد بپردازید ، آزاد هستید و می توانید این کار را انجام دهید .

 

رنجشها        

 

اگر که احساسات کهنه را دوباره حس می کنیم و قادر نیستیم رها کنیم ، یا وقتی که نمی توانیم چیزی که ما را ناراحت می کند را ببخشیم و فراموش کنیم . مطمئناً رنجش داریم که ما به دلایل مختلفی رنجشهایمان را در قدم چهارم لیست می کنیم . اول به خاطز اینکه کمک می کند خشم و عصبانیت های قدیمی را که بر زندگی امروز ما هم تأثیر می گذارند را رها کنیم . دوم ، کاوش در رنجهایمان کمک می کند تا راههایی را که از آن طریق خودمان باعث بوجود آمدن دلخوری برای خود می شدیم ، بخصوص در مواقعی که توقع بیش از حد از دیگران داشته ایم ، را شناسایی کنیم و در نهایت لیست کردن رنجشهایمان ، راهها و الگوهایی که باعث در دام افتادن و گیرکردن ما در چرخه خشم و تأسف به حال خود می شدند را بر ما آشکار می سازد .

·    از چه کسانی رنجش دارم ؟ ( توضیح دهید چه اتفاقی یا شرایطی باعث این رنجش شد )

·    از چه سازمانهایی ( مدرسه ، دولتی ، مذهبی ، اصلاحی ، مدنی ) رنجش دارم ؟ ( توضیح دهید چه اتفاق یا شرایطی باعث این رنجش شد )

·    انگیزه ها و اعتقاداتی که باعث شد تا من در آن شرایط به این شکل عمل کنم ، چه بودند ؟

·    ناصادقی من چگونه به شدت این رنجشها افزوده است ؟

·    آیا از نگاه به نقش خود در شرایطی که باعث بوجود آمدن رنجش شده ، می ترسم ؟ چرا ؟

·    رنجشهای من چگونه بر روی روابطم با خود ، دیگران و نیروی برتر تأثیر گذاشته ؟

·    در رنجشهایم ، چه طرح ، زمینه ، یا ریشه ای را می بینیم که بارها تکرار شده ؟

 

احساسات

 

ما می خواهیم احساساتمان را به همان شکل و طریقی که رنجشهایمان را بررسی کردیم ، بررسی نماییم : این به ما کمک می کند تا نقش خود را در زندگی کشف کنیم . بعلاوه اکثر ما تا آغاز پاکی خود به کلی احساس کردن را فراموش کرده بودیم و حال ، حتی اگر مدتی است که پاکیم ، اما هنوز در حال کشف راههای مختلفی هستیم که از آن طریق احساسات خود را سرکوب و خفه می کردیم .

·    احساسات شخصی خود را چگونه شناسایی می کنم ؟

·    برای احساس کردن مجدد چه احساسی ، بیشترین مشکل را دارم ؟

·    چرا سعی می نمودم که احساسات خود را سرکوب و خفه کنم ؟

·    از چه ابزارهایی جهت انکار احساسات واقعی خود استفاده می کردم ؟

·    چه کسی یا چه چیزی احساسی را در من برمی انگیخت ؟ آن احساسات چه بودند ؟ در چه موقعیتی بودم ؟ نقش من در هر یک از آن شرایط چه بود ؟

·    چه انگیزه ها و یا چه اعتقاداتی داشتم که باعث می شدند من در آن شرایط ، بدانگونه عمل کنم ؟

·    من با احساساتم وقتی که آن را شناسایی می کنم ، چگونه رفتار می کنم و در مورد آن چه کاری انجام می دهم ؟

 

گناه و خجالت

 

در واقع دو نوع گناه و خجالت وجود دارد : یکی واقعی ، و یکی غیرواقعی . اولین نوع آن مستقیم از وجدان ما نشأت می گیرد و رشد می کند ، ما احساس گناه می کنیم چون کاری را برخلاف اصول مورد قبول خود انجام داده ایم ، یا به کسی صدمه زده ایم که از بابت آن خجالت می کشیم . اما نوع غیرواقعی آن ممکن است توسط شرایط گوناگونی به وجود آمده باشد که ما در آنها هیچ نقش یا تقصیری نداشته ایم . نیاز است تا ما به احساس گناه و خجالت خود نگاه کنیم تا بتوانیم اینگونه شرایط را جدا سازیم . لازم است ما فقط آن چیزی را که متعلق به ما است را تصاحب کنیم ، و از شر چیزهایی که مال ما نیستند رها شویم .

·    درمورد چه کسی یا چه چیزی احساس گناه یا خجالت می کنم ؟ شرایطی که باعث به وجود آمدن این احساسات شد را توضیح دهید .

·    کدامیک از این شرایط بدون آن که من در بوجود آمدنش نقشی داشته باشم ، باعث احساس خجالت در من شده ؟

·    در آن شرایطی که من در آن نقش داشته ام ، انگیزه هایم چه بودند ، و یا چه اعتقاد و باوری باعث شد که بدانگونه عمل کنم ؟

·    رفتار من چگونه به افزوده شدن احساس گناه و خجالت در من کمک میکند ؟

 

" ترس "

اگر ما بتوانیم به بیماری اعتیاد ، عریان شده از علائم اولیه و ظاهری آن نگاه کنیم ، به این معنی که به آن جدا از مصرف موادمخدر یا رفتارهای اجباری دیگر نگاه کنیم و آشکارترین شاخصه های آن را حذف کنیم به باتلاقی مملو از ترس خودمحورانه می رسیم . ما از آزاد شدن یا تحت فشار احساسی شدید قرار گرفتن می ترسیم ، وبنابراین نصفه و نیمه زندگی می کنیم ، و زندگی می کنیم بدون اینکه کاملاً زنده باشیم . ما از هر چیزی که باعث برانگیختن احساساتمان شود می ترسیم . پس عقب می کشیم و منزوی می شویم . ما می ترسیم که دیگران ما را دوست نداشته باشند ، پس موادمخدر مصرف می کنیم تا حداقل با خودمان راحت تر باشیم . ما می ترسیم از اینکه در شرایط یا مسئله ای قرار گیریم که برایمان هزینه داشته باشد ، بنابراین دروغ می گوئیم ، کلک می زنیم ، یا دیگران را آزار می دهیم و به آنها صدمه می زنیم تا خودمان را حفظ و حمایت کنیم . ما از تنها شدن می ترسیم ، بنابراین از دیگران استفاده می کنیم و آنها را استثمار می کنیم تا از احساس تنهایی ، انزوا و مطرود شدن اجتناب کنیم . ما می ترسیم که از هرچیزی به اندازه کافی نداشته باشیم ،پس بنابراین خودخواهانه آن چیزهایی را که می خواهیم تعقیب و پیگیری می کنیم ، بدون اینکه در نظر داشته باشیم که در این فرآیند چه لطماتی می زنیم . بعضی اوقات در زمان بهبودی اگر چیز با ارزش و قابل اهمیتی به دست آوریم ، ممکن است ترس از دست دادن آن باعث شود تا بر سر اصول مصالحه یا سازش کنیم . ما لازم است که ترس خودمحورانه و خودخواهانه را از وجودمان ریشه کن کنیم تا دیگر نیرویی برای انهدام و خرابی نداشته باشد .

·    از چه چیز یا چه کسی می ترسم ؟ چرا ؟

·    چه کارهایی برای پوشیده نگه داشتن ترسهایم انجام می دهم ؟

·    چگونه در برابر ترسهایم عکس العمل منفی و مخرب داشته ام ؟

·    نگاه کردن به ، یا افشاء شدن چه چیز ، بیشترین ترس را در من بوجود می آورد ؟ فکر می کنم در این صورت ، چه اتفاقی رخ خواهد داد ؟

·    به خاطر ترسهایم ، چگونه خود را فریب داده ام یا به خودم کلک زده ام ؟

 

روابط

 

نیاز است که ما در قدم چهارم درباره روابطمان نیز بنویسیم . انواع روابط ، و نه روابط رومانتیک خود تا بتوانیم دریابیم که در چه مواقعی انتخاب ها ، اعتقادات ، و رفتارهای ما باعث شکل گرفتن روابط ناسالم و مخرب گردیده اند . لازم است که ما به روابطمان با فامیل ، همسر یا معشوقه ، دوستان یا دوستان قدیم ، همکاران یا همکاران قدیم ، همسایگان ، افراد مختلف در مدارس ، باشگاهها ، سازمانها و حتی خود سازمانها ، مسئولان مملکتی و یا پلیس ، زندان ، و یا هر کس و هر چیزی که به فکرمان می رسد ، بپردازیم . ما در ضمن باید رابطه خود را با نیروی برتر بررسی کنیم . ممکن است که ما وسوسه شویم تا روابطی که مدت زیادی به طول نینجامیده را از قلم بیندازیم . مثلاً رابطه جنسی که فقط برای یک شب بوده ، یا مشاجره ای که یکبار با معلمی داشته ایم که بعد هم ، کلاس خود را عوض کرده ایم ، یا آن درس را انداخته ایم ، اما این روابط هم مهم هستند . اگر ما درباره آنها فکر می کنیم یا نسبت به آنها احساسی داریم ، پس مطلبی در آن مورد وجود دارد که باید در ترازنامه نوشته شود .

·    چه تضادهایی در شخصیت من ، حفظ دوستی یا یک رابطه رومانتیک را برای من مشکل می سازد ؟

·    ترس از آزارشدن یا صدمه خوردن ، چگونه بر روی دوستیها و روابط رومانتیک من اثر گذاشته است ؟

·    چگونه دوستیهای افلاطونی خود را فدا و قربانی روابط رومانتیک کرده ام ؟

·    به چه شکلهایی از روی اجبار خواستار برقراری رابطه ای شده ام ؟

·    در روابطم با خانواده ، آیا بعضی مواقع احساس می کنم که در یک چرخه معیوب و تکرار مکررات ، بی هیچ امیدی برای تغییر گیر کرده ام ؟ آنها چه بوده اند ؟ نقش من درتداوم آنها چه بوده است ؟

·    چگونهاز ایجاد صمیمیت با دوستان ، شرکاء ، همسران ، و خانواده خود اجتناب می کردم ؟

·    آیا برای ایجاد تعهد مشکل دارم ؟ توضیح دهید .

·    آیا تا به حال رابطه ای را از بین برده ام ، با این فکر که به هر حال از این رابطه صدمه خواهم خورد ، پس بهتر است که زودتر آن را به هم بزنم ؟

·    تا چه حد احساسات دیگران را در روابطم در نظر می گیرم ؟ به اندازه احساس خودم ؟ بیشتر از احساس خودم ؟ کمتر از احساس خودم ؟ یا اصلاً احساسات دیگران را در نظر نمی گیرم ؟

·    آیا در هیچیک از روابطم احساس قربانی بودن کرده ام ؟ ( مهم : هدف از این سؤال این است تا بتوانیم دریابیم که چگونه خود را به عنوان یک قربانی عرضه می کرده ایم و خود باعث قربانی شدن خودمان می گردیدیم ، و یا چگونه توقعات بی جا و زیاده از حد ما از دیگران باعث سرخوردگی ما می شدند و منظور آن نیست که مواردی را که در واقع مورد سوءاستفاده قرار گرفته ایم را بنویسیم . ) توضیح دهید .

·    رابطه من با همسایگان چگونه بوده است ؟ آیا الگو یا فرم خاصی وجود دارد که علیرغم اینکه کجا زندگی کنم ، مرتب تکرار شود ؟

·    درباره افرادی که برای آنها و یا با آنها کار می کرده ام ، چه احساسی دارم ؟ چگونه افکار ، اعتقادات و رفتارهایم باعث بروز اشکال برای من در محیط کارم می گردیدند ؟

·    در مورد همکلاسهایم (چه در زمان کودکی ، چه حال ) چه احساسی دارم ؟ آیا خود را از آنها بهتر یا کمتر می دیدم ؟ آیا فکر می کردم که باید با آنها رقابت کنم تا نظر معلم را به خود جلب نمایم ؟ به مسئولان مدرسه احترام می گذاشتم یا برعلیه آنها می شوریدم ؟

·    آیا هرگز در باشگاه یا سازمانی عضو بوده ام ؟ در مورد افراد دیگر در آن باشگاه یا سازمان چه احساسی داشتم ؟ آیا با کسی در آنجا دوست شده ام ؟ آیا هرگز با توقعات زیاد درباشگاهی عضو شده ام که بعد هم خیلی زود آنجا را ترک کنم ؟ توقعات من چه بودند و چرا برآورده نشدند ؟ نقش من در آن شرایط چه بوده است ؟

·    آیا تا بحال در بیمارستان روانی یا زندان بوده ام یا علیرغم میل خود حبس شده ام ؟ تأثیر آن برروی شخصیت من چه بوده است ؟ اثر آن برروی رفتار متقابل من با مسئولان امر به چه شکل بوده است ؟ آیا قانون شکنی می کردم و چون گیر می افتادم از مسئولین بدان خاطر رنجش پیدا می کردم ؟

·    آیا تجربه های اولیه من با اعتماد کردن و صمیمیت ، دردآور بوده وباعث انزوای من شده اند ؟ توضیح دهید .

·    آیا رابطه ای را حتی اگر امکان اصلاح و حفظ آن وجود داشته ، به هم زده اند ؟

·    آیا نسبت به افرادیکه با آنها نشست و برخاست داشتم ، شخصیتم تغییر می کرد و آدم متفاوتی می شدم ؟

·    آیا مسائلی را در مورد خود کشف کرده ام ( شاید در ترازنامه قبلی ) که از آن راضی نباشم و به همین خاطر سعی کنم که آن را بیش از حد جبران نمایم ؟ ( برای مثال : ممکن است کشف کرده باشیم که به کسی دیگر زیاده از حد وابسته هستیم ، وحال برای جبران آن سعی کنم بیش از حد خودکفا باشیم . ) توضیح دهید .

·    کدام نقص اخلاقی بیشترین نقش را در روابط من دارد ( عدم صداقت ، خودخواهی ، کنترل سوءاستفاده ، غیره ......... ) ؟

·    چگونه می توانم رفتارم را تغییر دهم تا شروع به برقراری روابط سالم کنم ؟

·    آیا با نیروی برتر رابطه داشته ام ؟ در طول زندگی این رابطه چگونه تغییر کرده ؟ امروز چگونه رابطه ای با نیروی برتر دارم ؟

 

روابط جنسی

این قسمت محدوده ای است که اکثر ما در آن احساس راحتی نمی کنیم . در حقیقت ممکن است وسوسه شویم تا کار را همین جا ، با این فکر که بیش از اندازه پیشروی کرده ام و دیگر حاضر نیستم رفتارهای جنسی خودم را هم به معرض نمایش بگذارم متوقف کنیم . اما باید سعی کنیم سریعاً بر این عدم تمایل غلبه کنیم . تفکر چگونگی عملکرد امده ک (( ما می خواهیم که با تمایلات جنسی خود در صلح باشیم . )) به همین خاطر ما نیاز داریم تا به رفتارها و باورهای جنسی خود در ترازنامه بپردازیم . مهم است در اینجا مجدداً به یاد آوریم که ما ترازنامه نمی نویسیم تا خود را با رفتارهایی که دیگران بعنوان رفتار نرمال قبول دارند ، مقایسه کنیم ، بلکه این کار را فقط به خاطر اینکه بتوانیم ارزش ها ، اصول ، و اخلاقیات خود را شناسایی کنیم ، انجام می دهیم .

·    رفتارهای جنسی من چگونه بر اساس خودخواهی بوده اند ؟

·    آیا روابط جنسی را بجای عشق ، اشتباهی می گرفتم ؟ نتیجه اقدام بر روی این اشتباه چه بود ؟

·    از روابط جنسی چگونه برای اجتناب از تنهایی و پرکردن خلاء روحانی استفاده می کردم ؟

·    به چه شکل از روی اجبار خواستار داشتن یا نداشتن رابطه جنسی می شدم ؟

·    آیا پس از رابطه جنسی با کسی ، اتفاق افتاده که احساس گناه یا خجالت کنم ؟ آنها کدامیک از این روابط بودند ؟ چرا اینگونه احساس می کردم ؟

·    آیا هیچ یک از روابط جنسی من باعث آزار خود یا دیگران شده ؟

·    آیا با تمایلات جنسی خودم راحت هستم ؟ اگر نه ، چرا ؟

·    آیا با تمایلات جنسی دیگران راحت هستم ؟ اگر نه، چرا ؟

·    آیا روابط جنسی و سکس یک پیش شرط و یا شرط لازم در برقراری همه یا اکثر رابطه های من می باشد ؟

·    یک رابطه سالم را از نظر خودتان تعریف کنید ؟

 

" سوء استفاده "

ما باید این قسمت را با احتیاط زیاد شروع کنیم . در واقع ممکن است لازم باشد ما این قسمت را تا زمانی که چند وقت از بهبودی مان گذشته به تعویق اندازیم . ما باید از همه منابعی که در دسترس داریم استفاده کنیم تا بتوانیم تصمیم بگیریم که آیا این قسمت را هم اکنون شروع کنیم یا نه : به این معنی که با راهنمایمان صحبت کنیم ، دعا نماییم ، و بسنجیم که ایا تحمل دردی که کارکرد این قسمت برای ما بهمراه خواهد داشت را داریم یا نه . شاید که راهنمایمان قادر باشد که به ما برای طی این طریق کمک کند ، یا شاید لازم باشد که ما کمک مضاعفی را درخواست کنیم .

اگر تصمیم گرفته ایم که این قسمت را انجام دهیم ، باید آگاه باشیم که کار کردن این قسمت از قدم چهارم ، احتمالاً درد آورترین کاری است که ما در طول مدت بهبودی انجام می دهیم . نوشتن در مورد مواقعی که توسط کسانی که قرار بود ما را دوست داشته باشند و از ما حمایت کنند ، رانده شده و آزار دیده ایم ، مطمئناً دردآورترین احساساتی که در طول مدت عمرمان تجربه کرده ایم را زنده خواهند کرد . اگر چه مهم است که ما این کار را هر وقت که آماده ایم انجام دهیم . تا زمانی که ما یک درد را در درون خود به شکل یک راز نگه داریم ، ممکن است باعث انجام کارهایی شود که نمی خواهیم انجام دهیم ف و یا تصور منفی که از خود داریم را تقویت کند ف یا باعث تقویت اعتقادات مخرب ما گردد . ابراز حقیقت آغاز گر فرایندی است که می تواند مارا بسوی رهایی از دردهایمان رهنمون سازد . ما مستحق سرزنش نبوده ایم .

·    آیا هرگز مورد سوئاستفاده قرار گرفته ایم ؟ توسط چه کسی ؟ چه احساسی در این رابطه داشتم یا دارم ؟

·    ایا مورد سوئ استفاده قرار گرفتن بر روی روابط من با دیگران تأثیر گذاشته ؟ چگونه ؟

·    اگر بخاطر سوء استفاده ای که در دوران کودکی از من شده ، در طول عمرم احساس قربانی شدن می کرده ام ، چه اقداماتی می توانم برای برگشت تمامیت معنوی خود بکنم ؟ آیا نیروی برترم می تواند کمک کند ؟ چگونه ؟

در ضمن ممکن است مه ما به صورت کلامی ،  روانی ، یا فیزیکی از دیگران سوء استفاده کرده باشیم . یادآوری این زمانها ، مطمئناًباعث می شود که احساس خجالت فراوانی کنیم . ما نباید اجازه دهیم که این احساس خجالت تبدیل به یأس شود . مهم است که ما با رفتارهای خود روبرو شویم ،مسئولیت آنها را بپذیریم ، و برای تغییر آنها بکوشیم . نوشتن در باره آنها اولین قدم برای انجام کار است . کار کردن باقی قدمها به ما کمک می کند تا از آنچه با دیگران کرده ایم جبران خسارت نماییم .

·    آیا هرگز از دیگران سوءاستفاده کرده ام ؟ از چه کسی و چگونه ؟

·    افکار و احساسی که درست قبل از خسارت زدن به کسی داشتم چه بوده اند ؟

·    آیا قربانی خود را سرزنش می کردم تا رفتار خود را توجیه کنم ؟ توضیح دهید .

·    آیا به نیروی برتر خود اعتماد می کنم تا در زندگی من کار کند و ابزاری را که به آن نیاز دارم تا دیگر به کسی خسارت نزنم را برایم فراهم کند ؟ آیا تمایل دارم که با این احساسات دردناک زنئگی کنم تا زمانی که این احساسات از طریق کارکرد قدمها تغییر کنند ؟

" داشته ها "

اکثر سؤالات فبلی به منظور کمک به ما برای شناخت ذات و طبیعت واقعی اشتباهاتمان بودند ، اطلاعاتی که به انها در قدم پنجم نیاز خواهیم داشت . اما همین طور مهم است تا به کارهای درستی که انجام داده ایم و تأثیر خوبی روی خودمان یا دیگران داشته اند بپذیریم . ما این کار را به دو دلیل انجام می دهیم . اول اینکه می خواهیم توسط کار کرد قدم جهارم ف تصویر کاملی از خود بدست اوریم ، ونه تصویری یک جانبه . دوم اینکه بدانیم بیشتر چه ویژگی های شخصیتی و رفتارهایی را می خواهیم در زندگیمان داشته باشیم.

·    من چه نکات مثبت یا کیفیت هایی دارم که خودم آنها را می پسندم ؟ که دیگران انها را می پسندند ؟ که برای من کار می کنند ؟

·     چگونه برای خود و دیگران اهمیت قائل می شوم ؟

·    چه اصل روحانی را در زندگی تمرین می کنم ؟ این کار چگونه زندگی مرا تغییر داه است ؟ ایمان و اعتقاد من به نیروی برتر چگونه رشد کرده است ؟

·    رابطه من با راهنمایم بر چه اساسی است ؟ چگونه این رابطه مثبت به دیگر روابطم تعمیم پیدا کرده است ؟

·    به کدامیک از اهدافم دست پیدا کرده ام ؟ آیا هدفهای دیگری دارم که بدنبال تحقق آنها باشم ؟ آنها چه هستند و من چه اقدامی برای تحقق آنها می کنم ؟

·    ارزش های مورد قبول من چه می باشند ؟ خود را در زندگی به کدامیک متعهد می بینم ، چگونه ؟

·    چگونه شکر گزاری خود را برای بهبودیم نشان می دهم ؟

 

" رازها "

قبل از اینکه قدم چهارم را به پایان ببریم ، باید صبر کنیم و تعمق نماییم که : آیا موردی را عمداًیا غیرعمدی از قلم انداخته ایم ؟ آیا موردی وجود دارد که فکر کنیم آنقدر بد است که امکان ذکر آن در ترازنامه وجود ندارد ؟اگر چنین است باید مطمئن باشید که جمع کثیری از اعضاء جلسات معتادان گمنام  این کار را کرده اند ، و تاکنون موردی در قدم چهار هیچ یک وجود نداشته که آنقدر خاص باشد تا نیاز باشد که ما اصطلاح یا لفظ خاصی برای توصیف آن بوجود اوریم . نگه داشتن اسرارمان برای بهبودی مان تهدید کننده می باشند . تا وقتی راضی را در درون خود نگه میداریم در واقع در حال بوجود آوردن دستاویز و بهانه ای برای خود ، جهت کار نکردن برنامه هستیم .

·    آیا اسراری وجود دارد که هنوز درباره آن ننوشته باشم ؟ آنها چه هستند ؟

سؤال دیگری که اکنون ما باید از خود بپرسیم این است که ، آیا در ترازنامه من موردی وجود دارد که درباره ان غلو کرده باشم یا چیزی وجود دارد که اصلاً حقیقت نداشته باشد ؟ تقریباً همه ما وقتی که به جلسات معتادان گمنام  آمدیم ، برای تشخیص و جدا کردن واقعیت از خیالات و داستانها در زندگی خود مشکل داشتیم . اکثر ما (( داستانهای جنگی )) فراوانی برای خود جمع کرده بودیم و آنقدر انها را آراسته بودیم که بندرت حداقلی از حقیقت را در برداشت . ما انها را ساخته بودیم چون می خواستیم دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم. ما فکر می کردیم چیزی که حقیقت داشته باشد و ما نتوانیم درباره ان احساس خوبی داشته باشیم وجود ندارد پس از خودمان دروغ ساختیم تا توسط آن خود را بزرگ جلوه دهیم . اما دیگر نیاز نیست که به این کار ادامه دهیم . ما در فرآیند کارکرد قدم چهار در حال ساختن یک خود ارزشی واقعی برای خود هستیم . نه آن خود ارزشی ، دروغینی که براساس تصورات باطل باشد . حال وقت آن است که حقیقت را درباره خود بگوییم .

·    آیا در این ترازنامه موردی وجود دارد که حقیقت نباشد یا داستانی غیر واقعی وجود دارد که من بارها و بارها تکرار کرده باشم ؟

 

" حرکت به جلو "

به پایان رساندن قدم چهارم ، ممکن است باعث خیلی چیزها شود – مثلاً احساس یأس و تحقیر ،احساس نشاط و شادمانی ، یا احساس ناراحتی ، اگر چه در کنار اینها باید احساس خوبی برای اینکه توانسته ایم کاری را کامل کنیم ، داشته باشیم . کاری که در این قدم انجام داده ایم ، شالوده کاری است که در قدم پنج تا قدم نه انجام خواهیم داد. حال زمان آن است که با راهنمای خود تماس بگیریم و ترتیب کار کردن قدم پنج را بدهیم .  

 

Back To Previous Page