خانواده ها

Back To Previous Page

برنامه 24 ساعته

امروز را درياب

كه اين زندگي است و جوهر حيات ،

در طول مدت زمان كوتاه آن ،تمامي واقعيت هاي زندگي ما گنجانده شده است :

موهبت رشد ،

شكوه جنبش ،

و جلال زيبايي .

آري ديروز جز خاطره اي بيش نيست

و فردا فقط يك روياست .

اما اگر امروز را خوب زندگي كني ،

تمام ديروز هايت به خاطره اي خوش

و تمام فردا هايت به رويا هاي اميد تبديل خواهد شد .

بنابر اين ، امروز را خوب درياب ،

امروز ، سرآغاز طلوع است .

 

 

دعاي آرامش  

 

 

خداوندا آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم، 

 شهامتي كه تغيير دهم آنچه را كه ميتوانم و دانشي كه تفاوت آن دو را بدانم .

 

 

برای خوش آمدگویی  جلسات خانواده های معتادان  

جلسات خانواده های معتادان ،براي آنها كه نااميدي و بيچارگي داشتن يك معتاد در خانواده را احساس كردهاند بوجود آمده است . ما هم مانند شما اين مسير دردناك را پيموده ايم و راه حل مشكل خود را با آرامش و آسودگي فكر پيدا كرده ايم .

وقتي شما به گروه خانواده مي پيونديد ديگر تنها نيستيد و در ميان دوستاني واقعي هستيد اين دوستان به گونه اي شما را درك مي كنند كه كمتر كسي ممكن است توانايي آن را داشته باشد .

ما به اعتماد شما احترام مي گذاريم و گمنامي تان را حفظ مي كنيم و مي دانيم كه شما هم متقابلا همين كار را مي كنيد . اميدواريم بتوانيم به شما اطمينان دهيم كه هيچ مسئله اي آنقدر مشكل نيست و هيچ مصيبتي انقدر بزرگ نيست كه نتوان بر آن غلبه كرد . برنامه ما ، يك طريقه و روال زندگي معنوي است ، اما مذهبي نيست .

اين برنامه بر اساس قدم هاي دوازده گانه پيشنهادي معتالدان گمنام پايه گذاري شده است . ما دريافته ايم كه به كارگيري اين قدم ها راه حل عملي هر مشكلي است . تآكيد مي كنيم كه اين برنامه و قدم هاي دوازده گانه آنرا جدي بگيريد . برنامه ما ، به همان صورتي كه برنامه معتادان گمنام به معتادان كمك مي كند ، در اين برنامه ما فقط خواستار آرامش و شهامت هستيم تا بتوانيم چهره واقعي خويشتن را ببينيم . مايليم به كمك پروردگاري كه خود درك مي كنيم ، در مورد شخص خود كاري انجام دهيم و به لطف الهي عزيز معتادمان را با عشق رها كرده و از كوشش خود براي تغيير دادن او دست بردلريم . روشن بين باشيد و تا آنجا كه مي توانيد به جلسات برود . سؤالات خود را مطرح كرده و در گفتگو ها شركت نماييد . به زودي دوستان تازه اي پيدا مي كنيد و خود را عضوي از گروه احساس خواهيد كرد.

وقتي متوجه شويم كه اعتياد يك بيماري است و ما نه تنها در مقابل آن عاجزيم ، بلكه در مورد زندگي افراد ديگر هم هيچ گونه اختياري نداريم ، آمادگي پيدا مي كنيم كه در مورد زندگي خودمان كاري انجام دهيم فقط و فقط در انصورت است كه خواهيم توانست دست كمكي به ديگران بدهيم .

 

 

دعاي شروع

خداوندا ، ما به عنوان دوست به سوي تو مي آييم ؤ تو گفته اي كه هر وقت دو سه نفر به نام تو به گرد هم آيند ،تو هم در آنجا حضور خواهي داشت . به اعتقاد ما ؤ تو هم اكنون در اينجا هستي . معتقديم كه اين راه و راهي است كه مي خواهي برويم ومورد تآييد توست . با تو پيمان مي بنديم كه هميشه صادق باشيم و براي پيدا كردن ضعفها و اشتباهاتمان به قلب خود رجوع كنيم تا بلكه لايق دريافت كمكهايت باشيم . اعتقاد داريم كه مايلي حقيقتا در انجام امور زندگي با تو شريك شويم . كاملا قبول مسئوليت كنيم و مطمئن باشيم كه پاداش آن آزادي ، رشد و نيكبختي است . از اين بابت بي نهايت از تو سپاسگذاريم . از درگاهت مسئلت دارم كه در تمام اوقات ما را رهنمون باشي . تمنا داريم كه راه هاي تازه اي براي زندگي شاكرانه به ما نشان دهي و كمك كني كه روز به روز به تو نزديك تر شويم . آمين

 

 

مطالبي در مورد اعتياد

ما متوجه شده ايم كه اعتياد يك بيماري است و يك مسئله اخلاقي نيست . اين بيماري داراي دو جنبه است : حساسيت جسمي و وسوسه فكري . بيماري اعتياد مهار شدني است ، اما هرگز درمان شدني نيست . ماهيت اين بيماري در اين خصوص بسيار شبيه بيماري قند است فقط با خود داري از مصرف هر گونه مواد مخدّر كه داروهاي مخدّر و مشروبات الكلي را هم شامل مي شود ميتوان اين بيماري را مهار كرد . هيچ كس نمي تواند يك معتاد را وادار به ترك كند ، همانطور كه ما نمي توانيم سرفه يك مسلول را متوقف كنيم ، جلوي معتادي را هم كه مي خواهد مواد مخدّر مصرف كند ، نميتوانيم بگيريم . در اين مورد حتي پزشكان ، روحنيون و نزديكان هم نمي توانند اين كار را براي معتاد انجام دهند . ما دريافته ايم كه مصرف مواد مخدّر براي معتادان اجباري است ، اما مفهوم اين عمل اين نيست كه آنها به خانواده خود علاقه اي ندارند . مشكل ما در اينجا يك مسئله عاطفي نيست بلكه يك بيماري است . معتادان در مورد مواد مخدّر حق انتخاب خود را از دست مي دهند . آنها حتي وقتي كه مي دانند پس از اولين پك ، دود ، قرص و يا جرعه مشروب چه بلاهايي بر سرشان مي آيد ، باز هم از خود اختياري ندارند . اين همان ( ديوانگي ) است كه ما در خصوص بيماري اعتياد به آن اشاره مي كنيم . وقتي عميقا بفهميم و بپذيريم كه اعتياد يك بيماري است و اين بيماري جسم و فكر معتاد را در بر مي گيرد و ما در مقابل آن عاجزيم ، آن وقت آمادگي پيدا مي كنيم كه راه بهتري را براي زندگي بياموزيم .

 

قدمهاي دوازده گانه جلسات خانواده های معتادان

 

1-ما اقرار كرديم كه در مقابل معتاد عاجزيم و اختيار زندگيمان از دستمان خارج است.

2-  به مرور ايمان آورديم كه نيرويي ما فوق مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند .

3-  تصميم گرفتيم كه اراده و زندگيمان را به پروردگاري كه خود درك مي كرديم بسپاريم .

4-  يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و موشكافانه از خود تهيه كرديم .

5-  چگونگي دقيق خطا هاي خود را به پروردگار ، خود و يك انسان ديگر اقرار كرديم

6-  آمادگي كامل پيدا كرديم كه پروردگار كليه نواقص اخلاقي ما را مرتفع كند .

7- با فروتني از او خواستيم كمبودهاي اخلاقي ما را بر طرف كند .

8-  فهرستي از تمامي كساني كه به آنها زيان رسانده بوديم تهيه كرديم و در صدد جبران  برآمديم .

9-  به طور مستقيم در هر جا كه امكان داشت از افراد فوق جبران خسارت كرديم ، مگر در مواردي كه انجام آن زيان مجددي بر ايشان و يا ديگران وارد كند .

10-به تهيه ترازنامه شخصي خود ادامه داديم و در صورت قصور بلافاصله بدان اقرار كرديم .

11-از راه دعا و نيايش كوشيديم به پروردگاري كه خود درك مي كرديم نزديكتر شويم و فقط طالب آگاهي از خواست او براي خود و قدرت اجرايش شديم .

12- با بيداري معنوي حاصل از برداشتن اين قدمها ، سعي كرديم اين پيام را به ديگران برسانيم و اين اصول را در تمام موارد زندگي خود به اجرا در آورديم .

 

سنت هاي جلسات خانواده های معتادان

 

تجربه گروهي ما نشان مي دهد كه يگانگي گروههاي خانواده ، به پيروي از اين سنتها بستگي دارد .

1.منافع مشترك ما بايد در رآس قرار گيرد ،پيشرفت فرد براي جذب هر چه بيشتر اعضاء به يگانگي ما بستگي دارد .

2.در ارتباط گروهي ما فقط يك مرجع وجود دارد و آن پروردگار مهربان است . بدانگونه كه خود را در وجدان گروه بيان مي كند . پيشوايان ما خدمتگزار صادقند و بر ما حكومت نمي كنند .

3.وقتي كه بستگان معتادان جهت كمك به يكديگر به گرد هم مي آيند ، مي توانند خود را گروه جلسات خانواده های معتادان بنامند ، مشروط بر اينكه به عنوان گروه ، وابستگي خارجي نداشته باشند . تنها شرط عضويت ، داشتن مشكل اعتياد در بين بستگان يا دوستان است .

4.هر گروه بايد مستقل باشد به استثناء مواردي كه بر ديگر گروههاي جلسات خانواده های معتادان و يا معتادان گمنام در جمع تآثير بگذارد .

5.هر گروه جلسات خانواده های معتادان فقط يك هدف اصلي دارد و آن كمك به خانواده معتادان است . ما با پيروي از قدمهاي دوازده گانه معتادان كمنام ، دادن قوت قلب و درك معتاداني كه در خانواده داريم همچنين استقبال از خانواده معتادام و سعي در آرام كردن آنها به اين هدف دست مي يابيم .

6.گروه خانواده ، هرگز نبايد هيچ مؤسسه اي را تآييد كند و يا كمك مالي نمايد و يا اجازه استفاده از نام جلسات خانواده های معتادان را بدانها بدهد . زيرا ممكن است كه مسائل مالي ، ملكي و شهرت ما را از هدف اصلي و معنوي مان منحرف سازد . با آنكه جلسات خانواده های معتادان و معتادان گمنام ، موجوديت هاي جداگانه اي هستند ، اما ما بايد هميشه با معتادان گمنام همكاري كنيم .

7.هر گروه خانواده بايد كاملا خود كفا باشد و كمكي از خارج دريافت نكند .

8.كمكهاي دوازده قدمي گروه خانواده بايد هميشه غير حرفه اي باقي بماند ، اما مراكز خدماتي ما مي توانند كارمنداني استخدام كنند .

9.ما ، تحت عنوان گروه خانواده ، هرگز نبايد متشكل شويم ، اما مي توانيم هيئتهاي خدماتي و يا كميته هايي تشكيل دهيم كه مستقيما در برابر گروه مربوطه مسئول باشند .

10.گروه هاي خانواده جلسات خانواده های معتادان هيچ عقيده اي در مورد موضوعات خارجي ندارند و نام ما هرگز نبايد وارد مسائل اجتماعي شود .

11.خط مشي روابط عمومي ما بنابر اصل جاذبه است نه تبليغ ، ما بايد هميشه گمنامي خود را در مطبوعات ، راديو و فيلم حفظ كنيم ، خصوصاً بايد مراقب باشيم كه گمنامي كليه اعضاي انجمن معتادان گمنام را محترم بداريم .

12.گمنامي ، اساس معنوي تمام سنت هاي ما مي باشد و هميشه يادآور اين است كه اصول اخلاقي را به غرايز شخصي ترجيح دهيم .

 

سه دشمن كشنده

 

براي تضمين موفقيت جلسات ما ، در حل مشكل مشتركمان ، لازم است با سه دشمن بالقوه اي كه مي توانند گروه را از هم بپاشند ، آشنا شويم و از آنها دوري كنيم .

1.اول بايد از بحث در مورد مذاهب مختلف پرهيز كنيم . .هيچ مذهب بخصوصي از شر بيماري اعتياد در امان نيست . برنامه ما بايد طوري طرح ريزي شود كه بدون در نظر گرفتن اعتقادات مذهبي مان ، به همه كمك كند . بنابراين بهتر است نگذاريم كه بحثهاي فرقه اي ، ما را از هدف اصلي مان دور سازد .

2.دومين دشمن كشنده غيبت است . ما اينجا آمده ايم تا از طريق گروه درماني ، به خود و ديگران كمك كنيم . غيبت از ديگران يا معتادي كه در خانواده داريم ، ما را از اين هدف دور مي سازد . ما مي دانيم  كه هيچ كس عمداً نمي خواهد گروه و يا اصول آنرا از هم بپاشد . به طور مسلم هر كس كه خود را در غيبت غرق مي كند شخص بسيار بيماري است و به كمك ما شديداً نياز دارد .

3.سومين عامل خانمان برانداز: ديكتاتوري است . رهبران ما خدمت گزاران مورد اعتماد ما هستند  و بر ما حكومت نمي كنند . ما براي هيچ كس تكليف معين نمي كنيم و فقط از طريق در ميان گذاشتن تجربه خود در حل مشكلات مشابه به يكديگر پيشنهاد مي دهيم .

جلسات خانواده های معتادان اساساً يك برنامه پيشنهادي است .

ما هيچ گونه ربطي به هيچ فرقه اي نداريم ، از كسي تعهدي نمي گيريم و هزينه اي مطالبه نمي كنيم . پيشرفت شما بنا به ميل و زماني كه خودتان براي آن در نظر گرفته ايد دنبال خواهد شد و هيچ مسئله دست و پا گيري در برنامه ما وجود ندارد ، فقط از شما دعوت مي كنيم كه در اين هدف مشترك با ما همراه شويد .

 

تماشاچي بودن ،‌يعني عشق نورزيدن

دكتر كارل يونگ 

كمك كردن

نقش شما به عنوان يك كمك كننده اين نيست كه براي كسي كه مي خواهد كمكش كنيد كاري انجام دهيد و يا چيزي به او بدهيد ، بلكه مطلب اين است گه شما خودتان چيزي باشيد ، كار شما اين نيست كه به او چيزي ياد بدهيد و رفتار او را عوض كنيد ، بلكه اين است كه خودتان چيزي ياد بگيريد و واكنشهاي خودتان را تغيير دهيد . وقتي كه ترس جاي خود را به ايمان دهد ، وقتي كه به ديده تحقير نگريستن او ، تبديل به احترام به استعدادهاي نهفته اش شود ، وقتي كه بتوانيد به جاي اينكه قيد او را بزنيد ، با عشق رهايش كنيد ، وقتي كه ديگر سعي نكنيد او را به قالب و شكلي كه خود مي خواهيد در آوريد و يا اين انتظار را از او داشته باشيد كه از استاندارد شما بالاتر و يا پايين تر نرود . وقتي كه بتوانيد به او فرصت دهيد كه خود را پيدا كند .

وقتي كه به او اجازه دهيد تا به بهتريني كه در اعماق وجودش نهفته است ? بدون در نظر گرفتن انكه اين بهترين چيست دستيابي پيدا كند .

وقتي كه سلطه گري به تشويق ، وحشت و هراس به آرامش و اميد واهي خودخواهانه ، به اميد واقعي خداخواهانه تبديل شود .

وقتي كه جاي عصيان نوميدي ، با انرژي تحول دروني عوض شود .

وقتي كه فشار آوردن ، به راهنمايي كردن تبديل گردد ، و وقتي كه به جاي توجيه اعمالمان بتوانيم خودمان را درك كنيم ، وقتي است كه مي توانيم در دنياي اطراف خود و تمام كساني كه در زندگي ما هستند نيز تآثير بگذاريم . ما اول بايد خودمان را تغيير دهيم .

 

حق بجانبي ، جلوي چاره جوئي را ميگيرد

هر چه ما بيشتر دلمان به حال خودمان بسوزد و بيشتر در حق بجانبي غوطه ور گرديم ، به همان نسبت بيشتر حل مشكل خود را منوط به تغييري كه  دنيا و يا ديگران بايد بكنند مي دانيم ، نه تغييري كه خودمان بايد بكنيم ، بدين ترتيب است كه كار ما به بن بست كشيده مي شود.

 

چطور خودمان را فرسوده مي كنيم  

وقتي ما انرژي خود را صرف افسوس خوردن و يا برنامه ريزي براي فرار از آينده اي كه هنوز نيامده است مي كنيم ، وقتي كه با دلواپسي به تصويري كه از آينده ساخته ايم مي نگريم و از ترس به حقيقت پيوستن ، يا نپيوستن آن بر خود مي لرزيم ، تمامي توان و انرژي خود را به هدر مي دهيم و ديگر نمي توانيم امروز را دريابم .

در حالي كه تنها راه زندگي كردن ، دريافتن امروز است .

 

وقتتان را با فكر كردن در مورد اعمل آينده ديگران تلف نكنيد

از ديگران انتظار نداشته باشيد كه با مرور زمان ، بهتر يا بدتر شوند ، زيرا كه در زير اين انتظارات ، انديشه نهايي خلق كردن نهفته است و اين كار ما نيست ، كار خداست . وقتي انسان سعي مي كند كه زندگي ديگري خلق كند فقط هيولا مي آفريند ، تنها عشق آ‏ريننده است پس دوست بدار و بگذار زندگي كنند .

 

به خاطر داشته باشيد كه همه مردم هميشه در حال تغييرند

وقتي ما در مورد مردم قضاوت مي كنيم قضاوت ما بر پايه چيزهايي كه فكر مي كنيم از آنها مي دانيم ، استوار است . در حالي كه آنها در فراز و نشب هاي زندگي مرتباً در حال تغييرند و مطالب بسياري در زنگي آنها وجود دارد كه ما از آن بي اطلاعيم . بنابراين به ديگران ? حتي در مواقعي كه مانند همگي ما درحال كشمكش با زندگي هستند ? معتقد باشيد و به كوشش آنها براي پيشرفت بها بدهيد ، حتي اگر به ظهور نرسيده باشد . مهمتر از همه ، به آنها به خاطر تمام پيروزيهاي ناشناخته اي كه در گذشته داشته اند ، احترام بگذاريد . همه ما از يك قماشيم با برشهاي متفاوت !

به خاطر داشته باشيد كه شما هم هميشه در حال تغييريد و مي توانيد اگر مايل باشيد به اين تغييرات به طور آگاهانه اي جهت دهيد . شما خودتان را مي توانيد تغيير دهيد . اما ديگان را فقط مي توانيد دوست داشته باشيد.

 

 

دوستي ، به روال جلسات خانواده های معتادان

 

دوستي به روال ما ، تسلي غير قابل تشريحي است كه به خاطر احساس امنيت كردن با يك نفر ديگر ، در خود احساس مي كنيم .

در اينجا نه افكار را سبك سنگين مي كنيم و نه الفظ را ، ما فقط آنها را بيرون مي ريزيم .

تمام آنها را ، به همان صورتي كه هستند ، بد و خوب و مي دانيم كه دست وفاداري آنها ميگيرد و هدايت مي كند .

آنچه را كه قابل نگهداري است نگه مي دارد .

و آنچه را كه نيست ،‌با مهرباني به دست باد مي سپارد .

در صورتي كه من مايل باشم از سر راه كنار بروم و بگذارم خواست خدا عملي گردد ، خود را از زير بار دغدغه خاطر و احساس مسئوليت اشتباهي خلاص كرده ام .

 

 

فقط براي امروز

 

سعي مي كنم فقط براي امروز زندگي كنم و مشكلات تمامي طول عمر را به يكباره بر دوش نكشم . من مي توانم يك مشكل را براي دوازده ساعت تحمل كنم ، اما اگر بخواهم فكر كنم كه بايد مادام العمر با آن بسازم ، برايم وحشتناك و غير قابل تحمل خواهد بود . 

فقط براي امروز ، خوشحال خواهم بود . به قول آبراهام لينكلن :

* بيشتر مردم به همان اندازه كه خودشان مي خواهند خوشحال هستند * .

فقط براي امروز ، سعي ميكنم فغكر خود را تقويت كنم .

مطالعه مي كنم ، چيز قابل استفاده اي ياد مي گيرم و ذهن خود را عاطل نمي گذرانم ، مطالبي را مي خوانم كه نياز به سعي فكر و تمركز داشته باشد .

فقط براي امروز ، روح و روان خود را از سه طريق به تمرين وا مي دارم :

 

1.يك كار نيك براي كسي انجام مي دهم اما نمي گذارم كه او يا هيچ كس ديگري بفهمد كه من آن را انجام داده ام و اگر كسي فهميد ، آنرا به حساب نمي آورم .

2.حداقل دو كار انجام مي دهم كه بر خلاف ميلم باشد ? فقط براي تمرين .

3.به هيچ كس نشان نمي دهم كه احساساتم جريحه دار شده است حتي اگر شده باشد هم امروز آنرا بروز نخواهم داد .

فقط براي امروز ، موضع موافقي خواهم داشت ، آنجا كه امكان دارد آراسته خواهم بود. لباس مناسب مي پوشم ، با متانت صحبت مي كنم ، با احترام رفتار مي كنم ،‌هيچ گونه خرده اي از هيچ كس نمي گيرم ، به دنبال عيب و ايراد در چيزي نمي گردم و سعي نمي كنم هيچ كس جز خودم را اصلاح و يا منظم كنم .

فقط براي امروز ، براي خود برنامه خواهم داشت . شايد كه اين برنامه را مو به مو اجرا نكنم ، اما به هر حال آنرا خواهم داشت . امروز خود را از شر دو افت عجله و دو دلي حفظ خواهم كرد

فقط براي امروز ، به مدت نيمساعت در آرامش ، با خود خلوت خواهم كرد . در عرض اين نيمساعت سعي خواهم كرد كه در بعضي از لحظات با ديد بهتري به زندگي نگاه كنم .

فقط براي امروز ، ترس به خود راه نخواهم داد . از لذت بردن از زيبايي ها واهمه نداشته و ايمان خواهم داشت كه به همان صورت كه من به دنيا چيزي مي دهم دنيا نيز متقابلاپاسخ آن را خواهد داد.

 

 

 نامه يک معتاد به خانواده اش

 

 من يک معتاد هستم و به کمک تو احتياج دارم

مرا نصيحت يا سرزنش و يا تنبيه مکن .  اگر من مبتلا به بيماري قند يا سل بودم تو هيچگاه از دست من عصباني نمي شدي اعتياد هم يک نوع بيماري است. اي عزيز: مواد مخدر مرا دور مريز. چون اينکار تو وقت تلف کردن است. من هميشه راهي بر اي بدست آوردن مواد مخدر پيدا خواهم کرد. مگذارکه خشمت را بر انگيزم . اگر تو باسخنانت به من حمله کني ويا اينکه مرا به باد کتک بگيري باعث خواهي شد که من دلايل ديگري براي احساس بدي که نسبت به خود دارم بيابم . من به اندازه کافي ازخودم متنفر هستم. مگذار که محبت تو، اضطراب و نگراني تو ، باعث شود که کارهائي را براي من انجام دهي که خودم ميبايست شخصا" آنها را به عهده گيرم. اگر تومسئوليتهاي مرا به دوش بگيري باعث خواهي شد که نتوانم هيچگاه مسئول رفتارم باشم. دراين هنگام من بيشتر وبيشتر احساس گناه خواهم کرد و تو بيشتر وبيشتر کينه به دل مي گيري . قول هاي مرا قبول نکن من براي خلاصي خود قولهاي فراواني مي دهم . اما طبيعت بيماري من باعث مي شود که من به قول و قرارهايم عمل نکنم وبه آنها پايبند نباشم حتي اگر قصد اجراي آنهارا هم داشته باشم. هرگز مرا تهديد مکن. اگر تصميمي گرفتي بدان عمل کن و به اجرا بگذارش. هرحرفي را که به تو مي گويم باور نکن ممکن است دروغ باشد. نپذيرفتن واقعيتها يکي از اثرات بيماري من است . به احتمال زياد احترامم را براي کساني که به آساني گول حرفهاي مرا مي خورند از دست مي دهم . مگذار که به هيچ وجهي از تو سوء استفاده کنم . اگر برابري وجود نداشته باشد عشقي نيز نمي تواند وجود داشته باشد .

براشتباهات من سرپوش مگذار و سعي نکن که مرا از تأثيرات اعتيادم نجات دهي به دروغ نگو ، پول مخارج من را مده ومسئوليتهاي مرا به گردن نگير . چنين اعمالي باعث مي شود احتمال اينکه من به دنبال کمک بروم را کم کند . تا زمانيکه تو يک راه فرار آماده و راحت براي فرار از مسئوليتها و مشکلات ناشي از اعتيادم به من نشان بدهي من قبول نخواهم کرد که با اعتياد مشکلي دارم مهمتر ازهمه اينکه تا جائيکه مي تواني راجع به اعتياد ونقش تو در ارتباط بامن چيز بياموز. هروقت توانستي به جلسات (( باز)) معتادان گمنام برو و درجلسات خانواده معتادان گمنام بطور منظم شرکت کن . نشريات وجزوات آنها را بخوان و با ساير اعضاء درتماس باش. آنها افرادي هستند که مي توانند به تو بسيار کمک کنند تا تمام موقعيتها را به وضوح ببيني.

 من تو را دوست دارم      معتادي که در زندگي تو است

 

 

عشق نابود شده است

ادامه وجود عشق . براي رابطه هائي که يک روز خوب ويک روز بد است امکان پذير نيست. شخص معتاد براي فرار از دردهاي خود از مواد مخدر استفاده مي کند وبراي فرار از عواقب اعتياد از خانواده خود استفاده مي کند . نزديکان هم از اينکه معتاد مواد مصرف مي کند رنج مي برند و هم از عواقب مصرف مواد او صدمه مي بينند. اگر اعضاي خانواده فرد معتاد قسمت تاريک وزشت اعتياد را تحمل کنند و عواقب آن را نيز مشاهده کنند، ديگر جائي براي عشق و محبت باقي نمي ماند . و اگر اين حالت براي آنها قابل قبول وپذيرا باشد عشق ومحبت کم کم از بين مي رود و ترس وکينه و نفرت جانشين محبت مي شود . تنها راه حفظ محبت وعشق در اين رابطه ها اين است که نزديکان معتادين ياد بگيرند درهنگام رشد بيماري اعتياد رنج نبرند و از وقوع عواقب کارهاي فرد معتاد ممانعت نکنند . آگاهي به اينکه اعتياد يک بيماري است و شهامت زندگي کردن با اين آگاهي لازمه زندگي زناشوئي و يا هر رابطه ديگر باشخص معتاد است . متأسفانه بسياري از نزديکان فرد معتاد از مصرف مواد وعواقب آن رنج مي برند وصدمه نيز مي بينند و فکر مي کنند که اين رنج وتحمل لازمه عشقي است که به معتاد دارند. در صورتي که عواقب وخيم اين بيماري در فرد معتاد به تدريج قوت مي گيرد وترس وکينه جاي احساسات انساني را پر ميکند. به همين دليل خويشاوندان فرد معتاد بخصوص نزديکترين اشخاص به او احتياج بيشتري به کمک دارند . زيرا بيماري در آنها بيشتر از افراد ديگر اثر کرده است و فکر بهبودي براي اين افراد از واجبات است وگرنه همه بيمار روحي مي شوند. اين هم يکي ديگر از عواقب وخيم رشد اين بيماري است. قبل از اتمام اين قسمت از بحث لازم است گفته شود زنهائي وجود دارند که به شوهران معتاد احتياج دارند وهمچنين شوهراني که به زنهاي معتاد احتياج دارند تا بيماريهاي رواني خود را سرپوش بگذارند . اين مورد ممکن است در والدين وبقيه فاميل نيز صحت داشته باشد . همبستگان بايد متوجه باشند بيماري در آنها وجود نداشته است . بيماري ديگر آزاري (مازوخيزم) نوعي بيماري است که يک انسان از رنج دادن به شخص ديگري لذت مي برد واين بيماري به شخص کمک مي کند که توسط اين کار احساس ارزش بيشتري براي خود قائل شود . واين در بسيار ي از زنان ومادران معتادان ديده مي شود . يک شخص معتاد کانديد بسيار خوبي براي اين بيماري است . بعضي ديگر کنترل کننده هستند وفرد معتاد باز هم براي کنترل کردن وتسلط داشتن موضوع خوبي مي تواند باشد . اگر هرکدام از موارد فوق وجود داشته باشد شخص غير معتاد . به مراتب انسان بيمارتري از خود فرد معتاد مي شود و ميبايست معالجه شود وگرنه بابيماري خود امکان بهبودي شخص معتاد را به مراتب به تعويق انداخته و به شدت بيماري او نيز مي افزايد.

 

 

 

 

شعارها

-         زندگي کن و بگذار زندگي کنند.

-         ازحداکثرموهبت هاي زندگي استفاده کن.

-         از ديگران انتقاد نکن.

-         درباره ديگران قضاوت نکن وبه کار ديگران کاري نداشته باش.

-         در کارها ، مهمترين و بيشترين را انجام بده، زيرا که راه بسيار خوبي براي تنظيم وقت وتوان است.

-         بدون فکر عمل نکن.

-         با سخن و لحن تند و بي ادبانه با ديگران صحبت مکن.

-         به راههاي بهبود خويشتن فکر کن.

-         درباره هر تصميمي ابتدا فکر کن و بعد تصميم بگير.

-         راز موفقيت در آرامش است .

-         شتاب و عجله وقت و کوشش  شما را خنثي ميکند.

-         آرام باش و از درگيريها وتنشها وکارهاي شتاب آلود اجتناب کن.

-         کارها را به خداوند بسپار . ما نمي توانيم تمام دشواريهاي جهان، خانواده و دوستانمان را حل کنيم. 

-         بگذار خداوند کارهارا روبه راه کند.

-         توجه داشته باش که امروز مهمترين روز زندگي توست . بيشترين استفاده را از امروز بکن . ديروز را فراموش کن . به فکر فردا هم مباش.

-         از ديگران ياد بگير همواره مواردي باارزش براي آموختن وجود دارد.

 

حربه هاي شخص معتاد

 

اولين حربه فرد معتاد مهارت او در ابراز عصبانيت واز کوره در رفتن است. اگر فاميل ويا دوست او هم عصبي ولجباز شدند ديگر نميتوانند به او کمک کنند و کوشش آنها کاملا"بي ثمر است.

فرد معتاد با ابراز عصبانيت خودآگاه و ناخودآگاه احساس ميکند که ديگران از او متنفرند و دليل قانع کننده اي براي مصرف مواد مخدر پيدا ميکنند.بنابراين با نشان دادن عصبانيت شانس کمک به يک فرد معتاد به کل از بين مي رود. دومين حربه فرد معتاد بوجود آوردن مشکلات احساسي در خانواده است.

اين شعله ور شدن احساسات در خانوده باعث تعويق بهبودي معتاد ميشود. براي مثال يک معتاد ممکن است چک بي محلي را امضاء کرده باشد وپولي براي پرداخت آن در حسابش نداشته باشد.اما خانواده او در اين مورد نگران و مشوش هستند که چه بر سر چک خواهد آمد . و بلافاصله به حساب او پول ميگذارند تا چک پرداخت شود. اين کار باعث رفع اضطراب در شخص معتاد و نزديکانش مي شود. ولي الگوئي در برابر معتاد در مقابل حل مشکلات بوجود مي آورد. يعني معتاد ياد مي گيرد که خانواده اش از عواقب کارهاي او جلوگيري کنند . به جاي انکه خود مسئول عواقب کارهايش باشد واين جزو انتظارات او مي شود و بار ديگر دليل قانع کننده اي براي نوشتن چک بي محل مي شود.اين مطلب مهم است که خانواده جاي چک بي محل اورا پر کرده اند و شخص معتاد خودش نمي تواند از پس تعهدات خود برآيد و در نتيجه بازنده شده است و اين احساس پوچي و بازندگي با او هميشه همراه خواهد بود. بنابراين به احساس بي ارزشي او احساس گناه و بازندگي نيز اضافه خواهدشد. به همين ترتيب احساس خشم وسرزنش درخانواده او نيز شدت پيدا مي کند وشخص معتاد از دوطريق زيان مي بيند. اول از سرزنش وشماتت خانواده ودوم احساس گناه و شرم از رفتار خود. درواقع خانواده فرد معتاد به همان شيوه که او را از نوشتن چک بي محل منع ميکنند. در عين حال با پرداختن آن چک رضايت خودشان را از اين عمل به او نشان مي دهند.

شخص معتاد نمي تواند با بيماري اعتياد مبارزه کند . در مواقعي که فاميل و همبستگان خود نيز به گونه اي ديگر بيمار هستند. درحقيقت شخص معتاد و فاميل او هر دو توانائي روبرو شدن با حقيقت را ندارند. پرداخت چک توسط فاميل باعث مي شود که فرد معتاد درمقابل مشکلات خود هرگز احساس مسئوليت نکند . از طرف ديگر اين عمل باعث افزايش خشم وعصبانيت اعضاء خانواده در مقابل فرد معتاد مي شود و در واقع به رشد بيماري اعتياد کمک فراواني ميکند.

  

اعضاء خانواده فرد معتاد قبل از اينک به او کمک کنند بايد مشکلات و ناراحتي هاي خود را رفع کنند . بدون تغيير واصلاح در رفتار خود هرگز نمي توانند به فرد معتاد کمک کنند . اعتياد نيز مانند ساير بيماريها به پزشک ، پرستار و غيره احتياج دارد. به شناختن افراد با تجربه  در اين مورد بخصوص نيازمنديم.

مانند : گروه هاي معتادان گمنام و خانواده هاي معتادان گمنام .

فرد معتاد ممکن است مشکلات ناشي از اعتياد و نيازمندي اش را به کمک انکار کند. تا وقتي که خانواده او بطور خودکار راه فرار از عواقب اعتياد را برايش فراهم کنند. کمک به معتاد وخانواده اش را بايد درخارج از محيط خانواده ، دوست ، همسايه ، و غيره جستجو کرد. که همان گروه معتادان گمنام و خانواده هاي معتادان گمنام هستند کساني که تجربه هاي زيادي درباره اين بيماري دارند.درمانهاي نسنجيده به فرد معتاد صدمه مي زند . اين بيماري جدي است و در بعضي موارد عمر انسان را به شدت کوتاه مي کند و درصورت عدم رسيدگي به آن بين ده تا بيست سال از عمر آدمي مي کاهد.

يکي از تلاشهاي بيهوده در برخورد با معتاد استفاده نابجا از عشق و محبت است. اعضاي خانواده معتادان هيچ حقي ندارند که به بگويند ............ اگر تو مرا دوست داشتي بيماري سل نمي گرفتي.

مصرف مکرر مواد مخدر وجود بيماري اعتياد را آشکار ميکند. بيماري يک موقعيت است نه يک رفتار يا کار.اين دور از حقيقت نيست که معتاد بدون دليل احساس بيهودگي وکمبود عشق مي کند. عشق بدون عدالت نمي تواند وجود داشته باشد . عشق بايد همراه با محبت يعني تحمل و يا رنج کشيدن از يک شخص باشد. محبت ، رنج بردن از رفتار ناعادلانه يک نفر نيست . همانطور که بارها خانواده هاي يک معتاد از بي عدالتي آنها رنج کشيده اند. مواد مخدر نوعي داروست که فرد با مصرف آن به گونه اي بي دردي مي رسيد و براي فرار از مشکلات از آن استفاده مي نمايد. اين لذتي است که معتاد از فرار مي برد و اين وسيله اي براي حل کردن ناملايمات ، عصبانيت ها ، دشواري هاي زندگي وکينه هاست.

وقتي فرد معتاد مواد مخدر مصرف مي کند ، درد براي مدت زماني تسکين مي يابد ولي به درد و عصبانيت خانواده اش شديدا" افزوده مي شود.

وقتي فرد معتاد مواد مخدر مصرف نمي کند براي رنج بردن از عواقب مصرف مواد تحملش کم مي شود. در آن حال ناراحتي وجدان او باعث مي شود که براي بخشش التماس کند و قول دهد که هرگز از نوع اتفاق نخواهد افتاد . در هر موقعيت کوشش براي رسيدن به يک هدف است و آن به تعويق انداختن عواقب مصرف مواد است . اگر فرد معتاد يکي از اين دو راه را دنبال کند باز مرهم درمان درد خود را به تعويق انداخته است و همينطور اعضاي خانواده اش بهاي گرانبهاي ديگري براي اعتياد او خواهند پرداخت .

 

 

بايد ها ونبايدهاي فرزندان

 

 

بايدها

1-  بخاطر داشته باشيد شما تنها کسي نيستيد که پدر يا مادري معتاد داريد.

2-  از نوجوانان و جوانان عضو و ساير تشکلهاي محلي براي حل مشکل معتادان کمک بخواهيد.

3-  راههاي کمک به معتادان را فرا گيريد . اعتياد يک بيماري خانوادگي است.

4-  باخود وديگران صادق باشيد.

5-  توانائي هاي خود را در راههائي که علاقه منديد بکار گيريد.

6-  باهرگونه اعتياد عاقلانه برخورد کنيد.

7-  توجه داشته باشيد که نه تنها شخص معتاد  بلکه تمام اعضاي خانواده معتاد نيز از لحاظ احساسي با اين بيماري درگير هستند.

8-  افرادي را که مي توانند به درد دلهاي شما گوش کنند و مورد اعتماد نيز هستند پيدا کنيد.

9-  بخشش را به ديگران و خود بياموزيد . کينه توزي تنها خودتان را آزاد مي دهد.

10-  با نيروئي خستگي ناپذير اعتماد خويش را حفظ کنيد.

11-  کارنامه کارهاي خويش را ارزيابي کنيد و به تقصيرهاي احتمالي خود اعتراف کنيد.

12-  شناخت خود را درباره نوجوانان به ديگران انتقال دهيد.

 

نبايدها

1-  در نزد شخص معتاد پنهان کاري نکنيد و مسئوليتهاي شخص معتاد را به دوش نگيريد.

2-  کوشش نکنيد که شخص معتاد اعتيادش را ترک کند چرا که نمي تواند.

3-  باشخص معتاد بحث نکنيد.

4-  مواد مخدر را پنهان نکنيد يا دو ر نريزيد . او مي تواند باز هم به آن دست يابد.

5-  اگر معتادي شما را مسئول وضعيت خود قلمداد مي کند دلگير نشويد زيرا معتاد به هر بهانه متوسل ميشويد .

6-  از دارو ومواد مخدر و يا الکل براي فرار از مشکلات استفاده نکنيد .

7-  درباره معتاد قضاوت نکنيد . از شخص معتاد انتقاد نکنيد . بخاطر داشته باشيد که اعتياد بيماري است .

8-  مسئله اعتياد پدر و مادر خود را بزرگترين دشواري خانواده ندانيد.

9-  توجه داشته باشيد که هيچ مشکلي يک شبه حل نمي شود.

10- تنها بکوشيد تا خويشتن را تغيير دهيد.

11- اجازه ندهيد که دلسوزي و ترحم برخويشتن در وجودتان رشد کند . اين ترحم و دلسوزي شما را از بين ميبرد .

12- بامسئله و مشکل شخص معتاد با توجه به ضرورتها برخورد کنيد نه بيشتر.

 

 

راهنما براي خانواده معتادين

 

اين گروه جمعي از همبستگان و دوستان فرد معتاد مي باشند که تجربه وتوانائي واميدهاي خود را باهم در ميان مي گذارند تا مشکلات متداول خود را حل کنند . ما اعتقاد داريم که اعتياد يک بيماري خانوادگي است و ما با تغيير در رفتارمان به بهبودي فرد معتاد کمک مي کنيم. بهترين شيوه مبارزه براي نزديکان فرد معتاد درمقابل اثرات بيماري اعتياد کسب معلومات همراه با رسيدن به پختگي احساس وشهامت در بکار بردن آنها ميباشد . افرادي که توانائي کمک به فرد معتاد را دارند به مجرد روبرو شدن با بيماري اعتياد درخانواده خودشان مغشوش و سردگم مي شوند. اين موضوع بخصوص در موقعي که فرد معتاد شوهر زن و يا فرزندان هستند بيشتر صدق مي کند. در هنگام بهوبدي شخص معتاد همبستگان نزديک او احتمالا به کمک و مشورت بيشتري احتياج دارند . اعتياد يک بيماري است که اثرات رواني شديدي در نزديکان فرد معتاد مي گذارند . اين اثرات از همه بشتر روي همسر پدر مادر خواهر برادر و فرزندان مي باشد . هر چه بيشتر اين نزديکان تحت تاثيرات منفي قرار بگيرند کمتر مي توانند به فرد معتاد کمک کنند و در بيشتر مواقع بر خورد آنها مضر است تا موثر. براي مثال: زنها احتمالا"خود را مسئول مشکلات زنا شوئي خويش ميدانند و به سرزنش خود مي پردازنند تا به حدي که به مقصر بودن خود يقين پيدا مي کنند.

اعتياد يک بيماري است. هيچ همسري مسئول بيماري اعتياد در شوهر خويش نيست همانطور که مسئول بيماريهاي ديگري از قبيل مرض قند و سل نمي باشد و هيچ زني هرگز شوهرش را معتاد نکرده است. بنابراين هيچ زني مسول بهبودي اعتياد شوهرش نيز نمي باشد. اما کمبود اطلاعات درباره بيماري اعتياد باعث ناديده گرفتن اين بيماري مي شود.با کمبود درک از اين بيماري او ممکن است به رشد اين بيماري کمک کند. او مسئول بوجود آوردن اين بيماري نيست اما مي تواند مشوق عدم بهبودي شوهرش گدد وبا رفتار نادانسته خود بهبودي او را به تعويق اندازد. اين قاعده کلي براي بقيه اعضاي خانواده هم صدق ميکند. بخصوص براي کسي که فرد معتاد به او متکي است. اين شخص نمي تواند بيماري فرد معتاد را بهبودي بخشد.

پا به پاي رشد و پيشرفت بيماري اعتياد در فرد معتاد خويشاوندان او هم در گير مسائل عاطفي بيشتري مي شوند. بنابراين بهترين راه چاره براي اعضاي خانواده معتادان کمک به بهبودي بيماري خودشان است تا حداقل از پيشرفت بيماري خود جلوگيري کنند.بعضي از اشتباهات صادقانه اي که نزديکان فرد معتاد براي بهبودي او انجام مي دهند باور نکردني است و اغلب باعث تعويق بهبودي معتاد مي شود.

بديهي است که در شروع بهبودي معتادين خويشاوندان در حد توانايي خود هر چه را که امکان پذير است و گمان مي کنند که درست است انجام مي دهند ولي به بيماري او رسيدگي نمي کنند. اگر نزديکان تمايل به ياد گرفتن حقايق راجع به اعتياد داشته باشند و آنها را به اجرا بگذارند امکان بهبودي به مراتب افزايش مي يابد. در حقيقت بهترين راه کمک به شخص معتاد کسب اطلاعات لازم براي يهبودي و شهامت در اجراي اين اصول در زندگي با يک فرد معتاد است. ادامه دادن رفتار همبستگي براي ترک اعتياد بدون انجام تغيير در آداب و رفتار خويش به مراتب موفعيت را براي ترک اعتياد خراب تر مي کند. بدين معني که براي تغيير رفتار اعتيادي در نزديکانمان مي بايست به تغيير رفتاروافکار خويش بپردازيم. درابتدا ما بايد متوجه اين موضوع شويم که مشکلات

يک معتاد تنها مصرف مواد مخدر نيست بلکه اين مشکلات ارتباط نزديک و تنگاتنگي با شخص معتاد دارد . تنها راه بهبودي يک معتاد رهايي از اعتياد و پرهيز از مصرف است . بهبودي شبيه به يک  ساختمان مستحکم است که زير بناي اصلي را خود فرد معتاد مي گذارد و وگرنه اين بنا پا برجا نخواهد ماند . هيچکس نمي تواند کاري را که خود معتاد بايد انجام دهد به جايش انجام دهد . شما نميتوانيد داروي يک مريض را به جاي او بخوريد و انتظار داشته باشيد بيمار خوب شود . انتخاب وحرکت بايد از طرف معتاد با ميل خودش و براي خودش سرچشمه بگيرد تا بهبودي دائمي برقرار شود . اين حيرت انگيز است که چطور يک معتاد اعضاي خانواده اش بخصوص همسر يا مادر خود را کنترل مي کند . فرد معتاد پي در پي مواد مخدر مصرف مي کند درحالي که خانواده او فرياد مي زنند گريه مي کنند پرخاش مي نمايند  التماس ودعا مي کنند و گاهي اوقات اقدام به تهديد يا بي تفاوتي مي کنند. اين طرز رفتار باعث مي شود که معتاد از عواقب اعمالش غافل بماند . اگر فرد معتاد خداگونه عمل مي کند و خانواده را کنترل مي کند براي اين است که خانواده اش با رفتار ضعيفانه خود اين قدرت بي انتها را به او ميدهند.

 

خودشناسي

 

براي کمک به بهبودي يک معتاد اولين قدم را اعضاي خانواده او بر ميدارند . هرچه مي توانيد راجع به اين موضوع ياد بگيريد و به آن عمل کنيد . و تنها حرفش را نزنيد . اين از هرکاري که شما براي معتاد انجام دهيد موثرتر خواهد بود.   * بطور خلاصه چند مطلق کوچک را ميتوان در نظر گرفت .*

1-  همه حقايق و تجربيات را ياد بگيريد و درزندگي خود اجرا کنيد و از معتاد ايراد نگيريد.

2-  تا ميتوانيد به جلسه هاي خانوادگي معتادان گمنام .جلسه باز آنها. کلينيک ها و مراکز روان درماني که درباره اين بيماري برنامه هاي ويژه دارند و همچنين مراکز کسب اطلاعات درباره اعتياد و غيره برويد تا بتوانيد هر چه بيشتر و بيشتر درباره اين بيماري اطلاعات کسب کنيد.

3-  بخاطر داشته باشيد که شما احساساتي هستيد بنابراين تغيير در رويه و طرز تفکرتان به بهبود شما کمک ميکند.

4-  شخص معتاد را به کارهاي خوب و مفيد تشويق کرده و در انجام آنها او را همراهي کنيد.

5-  آگاه باشيد که عشق بدون محبت نمي تواند وجود داشته باشد و عشقي که بدون نظم و ترتيب و عدالت و  محبت باشد به نابودي منتهي مي گردد.

فهرستي از کارهائي را که نمي بايست در برابر يک معتاد انجام داد ، تهيه نمائيد هرچند ممکن است کامل نباشد ولي شروع خوبي ميتواند باشد.

1-  فلسفه بازي نکنيد خود را نبازيد . سرزنش ، دعوا و پرخاش نکنيد. ممکن است با اجرا کردن تمام اين کارها احساس خوبي به شما دست دهد ولي موقعيت خيلي بدتر خواهد شد.

2-  عصباني نشويد چون با عصبانيت شانس هرگونه کمک به خود را ازدست مي دهيد.

3-  اجازه ندهيد که ترس و واهمه شما را وادار به کارهائي براي معتاد نمايد که مسئوليت خود اوست.

4-  هيچگونه قول وقراري از معتاد قبول نکنيد چون اين فقط راهي براي تعويق انداختن بهبودي است. قراردادهاي خود را تغيير ندهيد و روي حرف خود پا برجا باشيد.

5-  اجازه ندهيد که شخص معتاد به شما دروغ بگويد و آن را بعنوان حقيقت قبول نکنيد . اين عمل دروغگوئي او را تشويق مي کند حقيقت اگر چه تلخ است ولي بايد مطرح شود.

6-  نگذاريد شخص معتاد براي شما زرنگي به خرج دهد اين به او ياد مي دهد که از مسئوليت شانه خالي کند و درعين حال احترام براي شما قائل نباشد.

7-  نگذاريد شخص معتاد از شما سوءاستفاده کند چون با اين کار شما را همدست خود مي سازد و از کارهاي مربوط به خود شانه خالي مي کند.

8-  اين نکته ها فقط يک راهنمائي است . اينها را به عنوان کتاب قوانين استفاده نکنيد . از عقل و هوش خود نيز استفاده کرده و در اجراي آنها از منطق خود کمک بگيريد. به جلسات خانواده معتادان گمنام برويد و از اشخاص با تجربه در اين مسائل کمک بگيريد و شايد به اين نتيجه برسيد که شما نيز مانند شخص معتاد احتياج به کمک و راهنمائي داريد.

روبرو شدن با حقايق و قبول حقايق را پشت گوش نيندازيد ، چرا که بيماري اعتياد به سرعت رشد مي کند . بنابراين از همين لحظه شروع به يادگيري و درک مسائل و برنامه ريزي براي بهبودي آنها کنيد . دست روي دست گذاشتن بدترين انتخاب  و روش مبارزه با اين بيماري است . بسياري از خانواده هاي معتادين که حتي با فرد معتاد زندگي نيز نمي کنند و با يکديگر برخوردي هم ندارند به کررات متوجه اين مسئله شده اند که چقدر زندگي آنها بوسيله اين بيماري تحت تاثير قرار گرفته و اختيار زندگي از دستشان خارج است و اثرات زندگي گذشته باعث آزار و اذيت آنها است و بالاخره آنها نيز با رفتن به جلسات ، خواندن نشريات و عمل کردن به قدمهاي دوازده گانه ، به زندگي خود صلح و آرامش از بين رفته را برگردانده اند

 

 

معالجات طولاني مدت

 

تلاش در دور نگاه داشتن شخص معتاد از مواد مخدر وشخص الکلي از الکل ويا مخفي کردن بطري الکل از يک الکلي و يا معتاد از مواد مخدر اشتباهي بزرگ است . استفاده هرچه بيشتر از اين کارها و حربه ها براي دور نگاه داشتن الکلي از الکل ومعتاد از مواد مخدر نمي باشد . هرچند براي خانواده يک معتاد بسيار مشکل است که از مصرف مواد مخدر او جلوگيري نکنند اما اين جنگ وجدالي خواهد بود که هر روز ادامه خواهد داشت وتمايل ودرک يک فرد معتاد براي ترک اعتياد ازطريق تشويق بسيار موثرتر است تا اينکه او را از مصرف مواد مخدر محروم کنند.تنها راه حل براي معالجه اين بيماري وحشتناک اين است که بگذاريم اين اعتياد با همه عواقب بد آن بقدري براي شخص معتاد دردناک شود که وي درصدد يافتن راه فرار از درد تحمل ناپذير اعتياد برآيد . به اين معني که به معتاد عشق و محبت بدهيم و در راه بهبودي با او همراهي کنيم . ولي او را از مصرف مواد مخدر وعواقب آن محافظت نکنيم . اين بدان معناست که شهامت خجالت کشيدن ، زيان هاي کوچک يا بزرگ دين ، بيکار شدن و در بعضي مواقع به عناوين مختلف جدائي هاي موقتي را تحمل داشته باشيم . اگر معتادان در آرزوي هوشياري و آرامش دائمي هستند بايد لذت بيشتري در هوشياري ببينند و بگذارند آگاهي از درد و رنج هاي ناشي از اعتياد وجود داشته باشد. درمان هرگونه بيماري وخيم مستلزم گذشت زمان طولاني است و ممکن است هر آن بيماري دوباره بازگشت کند . اگر بعد ازمدتي از ترک اعتياد ، شخص معتاد دوباره مواد مخدر مصرف کند دنيا به آخر نخواهد رسيد . در اين موقع خانواده و يا دوست او نبايد خونسردي خود را از دست داده و روشهاي گذشته خود را از نو در پيش بگيرند. اين مصرف مجدد توسط معتاد چه بسا باعث مي شود که فرد معتاد دريابد که حتي يکبار هم نمي تواند  دوباره به طرف مواد مخدر برگردد و آن ليوان اول مشروب يا مصرف اول مواد مخدر است که بايد از آن پرهيز نمايد . به همان نحو که فرد معتاد در زمان اعتياد بصورت فعال مشغول مصرف مواد مخدر مي باشد . در زمان بهبودي نيز به صورت فعال در برنامه درماني معتادان گمنام قرار مي گيرد و بصورت جدي و پيگير ، بهبودي خود را ادامه مي دهد . اين بخصوص در موقعي صادق است که آنها به برنامه معتادان گمنام آشنا مي شوند و آن برنامه را قبول دارند . فرد معتاد ممکن است هر شب  را با معتادين درحال بهبودي بگذراند . و بهترين راه حل براي خانواده معتادين اين است که تا آنجا که ممکن است به گروههاي خانوادگي معتادان گمنام يا نارانان بروند و يا به جلسه هاي معتادان گمنام که با شرکت خانواده هاي معتادين و ساير افراد نيز تشکيل مي شوند بروند که به آن ((جلسه باز معتادين گمنام)) مي گويند. جلسات خانوادگي معتادان گمنام همانقدر براي خانواده هائي که معتادشان درحال بهبود است ، لازم است که جلسات معتادين گمنام براي خود شخص معتاد لازم است در اين جلسات سعي براين است که  مشکلات اعضاي خانواده درک شود و راه حلي نيز پيدا و ارائه گردد . اگر فرد معتاد درمان رواني و روحي خود را آغاز کند ، اما خانواده او هيچ کمکي به خود در اين باره نکنند امکان پاشيدگي خانواده او هم بسيار زياد است . همه اعضاي خانواده بايد قبل ، در حين و بعد از بهبودي فرد معتاد از نظر روحي و احساسي رشد کنند . در غير اينصورت جدائي و از هم گسيختگي در ميانشان اتفاق خواهد افتاد.

 *چه فرد معتاد ترک اعتياد کند و يا نکند ، الان وقت آن است که اعضاي خانواده او به بهودي روح و روان خود اقدام کنند.*

Back To Previous Page