گام های 12گانه

 

Back To Previous Page

 

 

قدم دوازدهم

 

با بيداري معنوي حاصل از برداشتن اين قدمها، سعي كرديم اين پيام را به ديگران برسانيم و اين اصول را در تمام موارد زندگي خود به اجرا درآوريم.

گفته مي‌شود كه تمام برنامه جلسات خانواده های الکلی ها در قدم دوازدهم جمع شده است. ما نتيجه تلاشمان يك بيداري معنوي- را به اطلاع ديگران رسانديم و در ثمرة آن باديگران شريك شديم و مي‌دانيم كه زندگي معنوي سيري تكاملي است.

راه جديد براي زندگي كردن در جلسات خانواده های الکلی ها يافتيم و براي اينكه آنچه را كه يافته‌ايم، حفظ كنيم بايد به بها دادن به نتيجه‌اي كه به دست آورده‌ايم،‌ ادامه دهيم و آن را با ديگران سهيم شويم، سه قسمت قدم دوازدهم سه سوال را برمي‌انگيزاند.

-  بيداري روحي چيست؟

-  چطور مي‌توانيم اين پيام را منتقل كنيم؟

-  نكات عمده‌اي كه ما آنها رادر زندگي به كار مي‌بنديم، كدام است؟

يكي از تجربيات خارق‌العاده كاركردن روي قدمهاي دوازده گانه،‌ بيداري معنوي است. چگونه بفهميم كه آن را به دست آورده‌ايم؟ برخي از ما تجربيات قوي و مؤثر داشته ايم كه به وضوح بيداري روحي بوده‌اند. ما احساس كرديم در بعضي رفتارهاي دائمي ما تغيير كرده‌ايم و مي‌دانستيم كه ديگر مانند گذشته نخواهيم بود. به هرحال برخي ازما بيداري روحي خود را تجربه‌اي آرامتر  ولطيف‌تر يافتيم. بيشتر شبيه شكفتن يك گل، گلبرگ به گلبرگ بود تا شبيه يك جرقه نور.

وقتي بيداري،‌‌‌ آرام، دروني و ساكت است، اغلب متوجه آن نمي‌شويم. گاهي از خودمان مي‌پرسيم: آيا اصلاً اتفاقي افتاده ؟ بخصوص وقتي مشكلات آشنا و هميشگي در زندگي ما ادامه پيدا مي‌كند. بيداري روحي براي ما به نظر چگونه مي‌آيد؟ مسلماً جواب اين سؤال براي هر فرد متفاوت است،‌اما بسياري ازما تجربياتي مشابه داريم. به جاي پيش داوريها و سرزنش كردنهاي مداوم،‌‌ آرامش دروني بيشتري پيدا كرديم. علاقة كمتري به قضاوت كردن در مورد خودمان يا ديگران داريم،‌ لحظات تحسين كردن مسائل كوچك اغلب تكرار مي‌شوند. گاهي ما احساسات يكي شدن با طبيعت و لذت بردن از آن را تجربه مي‌كنيم، يا خودمان را رها مي‌كنيم. مي‌بينيم كه عشق بلاشرط را از ديگران دريافت مي‌كنيم و آن را به ديگران نثار مي‌كنيم. به طور ناگهاني، آگاه مي‌شويم كه برخي از اين احساسات خوب در زندگي ما وارد شده‌اند، اما دقيقاً‌ نمي‌دانيم چه موقع اين اتفاق افتاده است.

با آگاه شدن از اينكه ما از نظر روحي تغيير كرده‌ايم، حالا آماده‌ايم و سعي مي‌كنيم كه اين پيام را به ديگران برسانيم. قبل از جلسات خانواده های الکلی ها، اغلب تنها و منزوي بوديم. حضور در جلسات و سهيم شدن در برنامه به ما كمك كرده كه انزواي خود را بشكنيم. ياد گرفته‌ايم كه با ديگران ارتباط برقرار كنيم. و از قدرت مافوق خودمان، يك راهنما و گروه خانواده خود تقاضاي كمك كنيم. حالا نوبت ماست كه دين خود را ادا كنيم.

وقتي آزادانه با ديگران شريك مي‌شويم،‌ درمي‌يابيم كه اينكار احساس رضايت را در ما بوجود مي‌آورد. ما جلسات خود را با حضورمان حمايت مي كنيم. چون مي‌خواهيم اين جلسات هروقت كه كسي به آن نياز داشت، در دسترس باشد. وقتي تلفن مي‌كنيم، اغلب مواقع چيزي را مي‌شنويم كه نياز به شنيدن آن داريم. وقتي كمك كردن به يك گروه يا منطقه را مي‌پذيريم، مي‌بينيم كه شركت كردن با ديگر اعضاء فعال جلسات خانواده های الکلی ها، ميزان درك و توانائيهاي ما را گسترش مي‌دهد. راهنمايي كردن يك عضو جديد ما را وادار مي‌كند كه به كاركردن روي برنامه‌ خود ادامه دهيم. كاركردن با كساني كه تازه از راه رسيده‌اند، و رنج مي‌برند، آغاز راه خودمان را به ما يادآوري مي‌كند. مسيري طولاني را به ما نشان مي‌دهد كه هنوز خيلي راه را بايد بپيماييم تا به انتهاي آن برسيم. حتي وظيفة آماده نگه داشتن قهوه و كيك بعنوان عضوي از گروه استقبال، كار مهمي در قدم دوازدهم است.

وقتي خودمان را وقف اين تلاشها مي‌كنيم، گاهي درمي‌يابيم كه نواقص شخصيتي خودمان تشديد مي‌شود. در گذشته، اغلب ما وقت زيادي را صرف توجه و مراقبت از ديگران كرديم. سعي كردن براي كنترل شخص الكلي يا توانا كردن فردالكلي. بخش اعظم رشد ما يادگيري اين سهم بوده است كه روي خودمان تمركز كنيم و نيازهاي ديگران را مقدم بر نيازهاي خود ندانيم. ما مي‌بايست ياد مي‌گرفتيم كه بگوييم‌:نه قدم دوازدهم ممكن است ما را وسوسه كند كه موقعيت فرد ديگري را بيش از حد كنترل كنيم، يا نصيحت كنيم، كه اغلب نتايج ناخوشايندي به همراه دارد. ممكن است كه خانواده يا دوستانمان را به خاطر اينكه سعي كرده‌ايم كه روشنايي را ببينند،‌ آزرده باشيم. ما نياز داريم ياد بگيريم كه توقعاتي را كه از نتيجه كار خود داريم،‌كنار بگذاريم و هرزمان كه سعي مي‌كنيم كسي را اصلاح كنيم،‌ خود را كنترل كنيم. ما در جستجوي آن هستيم كه يك تعادل بين مراقبت از خودمان و كمك كردن به ديگران پيدا كنيم. مي‌توانيم در دسترس كساني باشيم كه مي‌خواهيم به آنها كمك كنيم بدون اينكه تمام بار مشكلات آنها را به دوش بكشيم. ما تجربيات، نيرو و اميد خود را با آنها سهيم مي‌شويم و عشق و پذيرش خود را تقديم مي‌كنيم و بعد رها مي‌كنيم. مي‌توانيم به خاطر مهرباني و توجهي كه به ديگران داريم، به خودمان افتخار كنيم. هربار كه اشتباهي يا حسن نيت انجام مي‌دهيم، از آن عبرت مي‌گيريم و به رشد خود ادامه مي‌دهيم.

انتقال پيام مي‌تواند ازطرق متفاوتي مثل تشويق كردن يك تازه رسيده براي شركت در كمك كردن، در هر سطحي از گروه گرفته تا سطح كمك جهاني انجام شود. بهترين پيام ما اين است كه يك نمونة خوب از يك فرد از گروه جلسات خانواده های الکلی ها باشيم. اين بهترين كاري است كه مي‌توانيم براي خودمان و ديگران انجام دهيم.

زندگي كردن بر اساس نكات عمده،‌ قسمت آخر قدم دوازدهم را تشريح مي‌كند كه مي‌گويد:‌ “در تمام مسائل زندگي اين نكات را بكار بنديد”. نكات عمده را در قدمهاي دوازده گانه خودمطالعه كرده‌ايم. ما مي‌دانيم كه مسئول هيچ چيز نيستيم. يك قدرت مافوق هست . ما مي‌توانيم به طور مداوم از آن قدرت هدايت طلب كنيم وزندگيمان را به او بسپاريم. به طور مداوم نقاط ضعف و قوت خود را تجزيه و تحليل مي‌كنيم. و هرجا كه لازم بود، اشتباهات خود را جبران مي‌كنيم. به وسيلة دعا كردن، تمركز وكاركردن روي قدمها، يك بيداري روحي داشته‌ايم و اعتماد ما به خدا و ديگران افزايش پيدا كرده است. ما قادر هستيم كه عشق بلاشرط را از ديگران دريافت كنيم و به آنها عشق نثار كنيم. قدم دوازدهم از ما مي‌خواهد در راه خود براي به دست آوردن بهبودي ثابت قدم باشيم.

ما بايد به كارهاي خود ادامه دهيم. بنابراين به گذشته و الگوهاي قديمي برنخواهيم گشت. براي ادامه دادن، احتياج داريم تمام آنچه كه به ما داده شده است،‌با خانواده‌هاي ديگر و دوستان الكلي سهيم شويم. براي نگهداري آن، مجبوريم آن را با ديگران تقسيم كنيم.

در جلسات خانواده های الکلی ها، در راه اين بهبودي، تجربيات، نيرو واميدمان را با ديگران سهيم مي‌شويم. در جلسات و با دوستان جلسات خانواده های الکلی ها خود، نكات عمدة جلسات خانواده های الکلی ها را با هم تمرين مي‌كنيم. تمرين كردن اين مسائل عمده در تمام مراحل زندگي، امتحان اصلي بهبودي است و مبارزه اي كه مانع از برگشتن ما به گذشته مي شود. زندگي به طور مداوم ما را با مشكلات جديد روبرو مي‌كند و فرصتهايي مي‌دهد كه قدمهاي خود را عملي كنيم.

رابطه‌اي كه با عزيزانمان برقرارمي‌كنيم، نزديكترين كسانمان، مهمترين و اغلب مشكل سازترين ارتباطات است كه مي‌تواند مؤثرترين تست بهبودي باشد. اينها اغلب افرادي هستند كه اولين بار به خاطر آنها جلسات خانواده های الکلی ها را جستجو كرديم. ممكن است به آنها از نظر مادي، احساس يا قانوني متصل شده باشيم. ما احتياج داريم برنامه جلسات خانواده های الکلی ها خودمان را به طور مداوم در تمام اين ارتباطات بكار بنديم. معمولاً اينجا بزرگترين ميدان مبارزه است و بنابراين بيشترين نيرو را مي‌گيرد براي بزرگترين شفا و بهبودي. يادگرفتن برخورد دوستانه در روابط نزديك براي بسياري از ما مهم‌ترين هدف است. انجام اين كار نيازمند تمرين دائمي تمام قدمهاست و درست به همان اندازه نيازمند ابزارهايي كه در سنتها و مفاهيم پيدا مي‌شود.

بكاربردن نكات عمده در تمام زندگيمان، در شغل، در ارتباطاتمان در مراكز مذهبي. با خانواده و دوستانمان براي بهبودي و آرامش ما مهم است. درمي‌يابيم كه بكار بردن اين نكات عمده همانقدر براي كسي كه دوستش داريم مفيد است كه براي كساني كه اصلاً راجع به برنامه دوازده قدم ما چيزي نشنيده‌اند. اين نكات قوانين جهاني معنوي است كه به ما كمك مي‌كند با زندگي روبرو شويم با عشق در آرامش.

همه ما با مشكلاتي در زندگي مواجه شده‌ايم:‌ نااميدي، فقر و داغ عزيزان برنامة بهبودي ما را از مشقات زندگي دور نگه نمي‌دارد. بلكه ما را قادر مي سازد كه كاملتر زندگي كنيم ووقتي مشكلات در زندگي پيدا مي‌شوند باآنها كنار بايئيم. جلسات خانواده های الکلی ها به ما حمايت انسانها و يك قدرت مافوق براي هدايت و حمايت و دوازده قدم كه بتوانيم بوسيلة آن زندگي كنيم، مي‌دهد.

انجام دادن كارهاي قدم دوازدهم روح ما را دوباره زنده مي‌كند. ارتباط برقراركردن با ديگران به ماكمك مي‌كند ديدگاه‌هاي ديگري در زندگي خودمان به دست بياوريم. ما بوسيله الگوهاي ديگران تشويق شده‌ايم. هر روز آزرديگيها فرو مي‌ريزد و مشكلات بزرگ زندگي قابل تحمل‌تر به نظر مي‌رسد. تمرين كردن اين نكات عمده در تمام زندگي به وضح به ما ثابت مي‌كند كه قدمهاي دوازده گانه خود راهي از زندگي است كه هيچ راه ديگري شبيه آن وجود ندارد.

 

 

Back To Previous Page